پیشینه تبليغ در اديان الهي/ ابعاد متفاوت دعوت پیامبران

سير تاريخي تبليغات پيامبران كه به صورت "قصص انبيا"در قرآن كريم آمده قابل تعمق و تامل است. از زماني كه حضرت آدم (ع) پا بر زمين نهاده، شريعت و دعوت بوده است. تا بعثت خاتم انبيا كه پيام آوران بسياري به عرصه ارشاد و هدايت گام نهاده اند. همواره انسان داعيان و مبلغاني داشته كه قرآن بدان تصريح دارد. آيه 23 سوره فاطر مي فرمايد: ما تو را به حق فرستاديم تا بشارت دهنده و بيم دهنده باشي و هيچ امتي نبوده مگر اينكه هشدار دهنده اي داشته است. آیه 36 سوره نحل مي فرمايد: ما در ميان هر امتي پيامبري فرستاديم با اين پيام كه خدا را پرستش كنيد و از طاغوت بپرهيزيد.

اصول مشترك اديان، دعوت به پرستش خداي يگانه، روي برتافتن از مظاهر شرك است. بديهي است كه پا به پاي تكامل انسان و رشد فكري و اجتماعي نوع بشر، مكتب و دين نيز تكامل يافته و دعوت و تبليغ رو به توسعه نهاده است؛ تا با رسيدن دور اسلام تبليغ از جمعيت خود برخوردار گرديده است. درست همانند كودكي كه به اولين كلاس درس مي آيد و با رشد و شكوفايي استعدادهاي او، مراحل تعليم و تربيت نيز شكوفاتر مي شود تا به مرحله نهايي برسد.

علاوه بر اصول مشترك كه در اديان آسماني است، هر پيامبري نظر به شرايط خاص زمان و اجتماع خود، در تبليغ و دعوت، ويژگي خاصي داشته است. و روي نقطه حساسي از تبليغات تكيه كرده كه در قرآن به آنها اشاراتي شده است. مثلا، در دعوت حضرت ابراهيم(ع) كه بنيانگذار آيين توحيد پس از نوح است، تكيه بر مبارزه با خرافه، شرك و انديشه بت پرستي و خضوع در برابر كواكب و يا اقطاب قدرت است كه چهره خدايي گرفته اند.

در دعوت" لوط" بعد اخلاقي دعوت بيشتر جلب نظر مي كند، چرا كه انحراف جنسي و اخلاقي دامنگير قوم او بوده است. در دعوت حضرت شعيب بدعت اقتصادي، بيشتر مورد توجه است زيرا كه چپاول در امور مالي رائج بوده است. در دعوت حضرت صالح مبارزه با دنيازدگي و اشرافيگري و تجمل پرستي و رفاه و غرور ناشي از آن مورد توجه بوده است و در دعوت حضرت موسي (ع) اصلاحات سياسي و اجتماعي و مبارزه با استضعاف و استكبار و اقطاب قدرت و ثروت و نيرنگ و سحر...مورد توجه بوده است. در دعوت حضرت يوسف مديريت الهي و در دعوت حضرت سليمان سياست و حكومت و در دعوت حضرت داود قضا و در دعوت حضرت عيسي زهد و اخلاق مطرح بوده است.

در سرگذشت تاريخي تبليغ به نقاط حساس، در نوع برخورد با دعوت پيامبران از سوی دو قطب استكبار و استضعاف و ملا و مترفين و مستضعفان و مومنان برخورد مي كنيم كه سيره تاريخي جامعه را در روند دعوت هاي توحيدي باز مي گويد. به طور خلاصه نياز هر عصر و ضرورت هر زمان در تبليغ و برخورد با مخاطبين "موافقين و مخالفين" مدنظر قرار مي گيرد كه اين خود در روند تاريخ، نشيب و فرازهايي دارد. همچنين ميان پيامبران اولوا العزم آنها كه موسس آيين جديدند و رسالت جهاني دارند. حضرت نوح، ابراهيم، عيسي و حضرت محمد(ص) و ديگران در گسترش شعاع دعوت، تفاوت است.

به طور خلاصه، تاريخ انبيا خود ترسيم گر تاريخ تبليغات است و بهتر آن است كه بگوييم پيامبران خود بنيانگذار تبليغ و هدايت كننده آن بودند. همان گونه كه از روايات بدست مي آيد، شايع ترين ابزار تبليغ كه بيان و خطابه قلم و نگارش و شعر و نثر در همه اعصار بوده است، بوسيله پيامبران تاسيس و تكميل و هدايت شده است.