30سال جمهوری اسلامی=200 سال پیشرفت علمی


30سال جمهوری اسلامی=200 سال پیشرفت علمی


خاکریز جهاد اقتصادی در مصاف با صهیونیزم جهانی

خبرگزاری هجر: پیشرفتهای سریع جمهوری اسلامی بر کس پوشیده نیست،تا جایی که برخی از صاحب نظران غربی نیز به این مهم اعتراف کرده و پتانسیل حرکت انقلاب اسلامی را یکی از بزرگترین انرژی های دنیا می دانند.

 

مصاحبه ای که پیش رو دارید،گفتگوی صمیمانه ای است با سردار کریم پور که از محققان و پژوهش گران حوزه های مختلف علوم استراتژیک می باشد.

 

ایشان جزء نیروهای قدیم سپاه بوده و در زمینه های مطالعاتی اقدامات وسیعی انجام داده اند. ایشان  مشاوره ویژه ی اسبق فرمانده کل سپاه ومشاور قرارگاه  سازندگی خاتم النبیاء بوده اند.

 

  • به نظر شما علت نام گذاری امسال به عنوان "سال جهاد اقتصادی"از سوی مقام معظم رهبری چیست؟

در آغاز ضمن تشکر و ارزش‌گذاری به کار شما برادران عزیز، که حدود پنجاه روز بعد از فرمایش مقام معظم رهبری در نام‌گذاری امسال با عنوان "جهاد اقتصادی"، این‌قدر حساس هستید و این بیان ايشان را  اولویتِ کاری خود قرار دادید.

 

با ديدن شما شعفی در من ایجاد شده که قابل توصیف نیست. ما از 14 فروردین، اولین استارت را ،روی بحث جهاد اقتصادی که آقا فرمودند، زدیم و حالا می‌بینیم که، الحمد الله، ظرف کمتر از چهل روز، همه برادراني که پیشرفت در جمهوری اسلامی را دغدغه خود می‌دانند؛ حساس شده‌اند. این جاي شکرگزاری بسيار به درگاه باری تعالی دارد. زیرا نه تنها ما، که سِنی گذرانده ایم و سالیانی را در مسايل سیاسی و حاشیه‌ای کشور بوده‌ایم، بلکه جوانان هم این حساسیت را دارند. این نوید را مقام معظم‌رهبری بارها فرموده‌اند كه: جوانان ما با بصیرت‌تر از نسل گذشته هستند. قبل از اينکه وارد بحث جهاد اقتصادی شوم لازم است مقدمه‌ای را عرض کنم.

 

واقعیت قضایا این است که در گذشته، حدود 200 سال پیش، جهان در سیطره چهار قطب بود؛ یک قطب آن را عثمانی‌ها، یک قطبش را ناسیونالیسم‌ها، مثل آلمان، یک قطب آن را امپریالیسم، مثل سرمایه‌دارها و یک قطبش را کشورهای کمونیست بر عهده داشتند. این تفکر از گذشته وجود داشت تا اينكه تقریبا 100 سال پیش، به وقوع پیوست و عامل به‌وجود آمدن جنگ‌های جهانی اول و دوم شد.

 

 شاید این فرض و این مطلب خیلی ثقیل باشد؛ ولی باید بپذیریم که بعد از دولت عثمانی، كه درحقیقت یک حکومت خلیفه‌گری از نوع سلطنتی را به عهده داشت، کشورهای دیگر  به سه قسمت تقسیم شدند: یک قسمت بی‌خدایی را محور قرار دادند؛ که تفکرات ایسم‌ها مثل کومونیسم، مارکسیسم و اومانیسم را شامل می‌شد. یک قسمت بحث برتری ژِن و خون و نژاد را مطرح کردند و حرکتي ناسیولاسیتی، که محور اصلی آن دردست نازیسم و در حقیقت آلمان بود، به‌وجود آمد. قسمت سوم همین لیبرال‌ها بودند. اگر بخواهیم لیبرال را معنی ذاتی کنیم در حقیقت همان اباهی‌گری و عاری از خدا بودن، نه به معنی کمونیسم، بلکه فرار از مکتبی که انسان را احاطه کرده‌است؛ معنی می‌دهد.

 

 می‌خواهم عرض کنم که این درگیری بین چهار قدرت به‌وجود آمد. اولین پایه‌ای که فروریخت و از بین رفت؛ عثمانی‌ها، پرچم‌داران اسلام، بودند. منتها اسلامی که به دید پادشاهی به اسلام می‌نگریست و یک حالت خلیفه‌گری  به معناي سلطنت بود. این به عنوان پارامتري در دست این سه قدرت قرار گرفت و زماني‌که جنگ صلیبی شکل گرفت، جنگ اسلام و کشورهای اروپایی، اینها تصور کردند که اسلام به‌زودی زمین می‌خورَد، این تجربه انگلیسی‌ها و کشورهایی بود که با عثمانی ها درگیر بودند. این را به عنوان یک محور قرار دادند؛ که چون اسلام حرکتی جدی ندارد؛ خیلی زود شکست می‌خورد. زیرا اولین پایه، پایه عثمانی‌ها بود که فروریخت. بعد از آن ناسیونالیسم فروریخت، که همان مسأله آلمان بود. البته ناسیونالیسم فرو ریخت ولی ذات ناسیونالیستی در دو محور، یکی محوریت دین و دیگری محوریت زمین در دست صهیونیست باقی ماند. این‌هم نکته عظیمی است. ناسیونالیسم فروریخت ولی تفکر ناسیونالیستی در دو بُعد، حسابی قدرت گرفت و دست صهیونیست‌ها افتاد، یکی قوم یهود ودیگری سرزمین یهود. یعنی پایه ناسیونالیسم در دل امپریالیسم رفت. لیبرال‌ها نیز پذیرفتند که از آن، به عنوان یک قدرت، استفاده کنند.

 

در جهاد اقتصادی اینجا جای صحبت داریم. زیرا آن‌هایی که واقعا علیهِ اسلام و تفکر اسلام قیام کردند یکی از پایه‌هایشان، اقتصادی بود؛ که به شکل سرمایه‌داری ظهور کرد. درحقیقت اين سرمایه‌داری بود که در یدِ اسرايیل و سپس آمریکا قرار گرفت.

 

 بايد بگوییم صهیونیزم به‌عنوان اسب "تراوا" وارد آمریکا شد و خودش را در محورهای اساسیِ اقتصادی پخش کرد، سپس محور سیاسی را تسخیر کرد و بعد، با این دو محور، تمام امپریالیسم را احاطه کرد.

 

 اگر به سازمان "آی‌پک" رجوع کنید؛ می‌بینید اين سازمان، هدفش سیطره اقتصادی و سیاسی بر آمریکا است. و بر همين مبنا، بناهای تسلیحاتی‌شان را گذاشتند، که پرداختن به آن خیلی مفصل است.

 

 بعد، این حرکت ادامه پیدا کرد. ابر قدرت‌ها به دو دسته شاخص تقسیم شدند. یکی غرب بود و ديگري شرق. درحالیکه غرب و شرق در مستیِ تقسیم غرب و شرقِ جهان، رقص می‌کردند؛ یک‌دفعه دیدند در کنارشان صدایي دیگر هم به گوش می‌رسد. وقتی بررسی کردند، دیدند که این صدا، صدایی اسلامی است؛ ولي رهبری‌اش دیگر به دست حکومت عثمانی نیست. بلکه حکومت و حرکتي جدید را، شخصی به نام "روح‌الله" فریاد می‌زند. اینرا هرچه بررسی کردند؛ دیدند از جنس خودشان نیست. می‌توانیم بگوییم دولت عثمانی، با همان نگاه جنگ صلیبی، از جنس خودشان بود. یعنی می‌توانستند تجزیه‌اش کنند، سرش را کلاه بگذارند، محاصره‌اش کنند، استحاله‌اش کنند؛ می‌توانستند به آن نفوذِ کامل کنند تا فرو ریزد. ولی این حرکت را كه نگاه کردند؛ دیدند از جنس خودشان نیست. از جنس حزب‌الله و حماس و مقاومت‌های جهانی است. از جنسِ برتری به‌نام تفکر "اسلام ناب" است.

 

دشمن دید که این حرکت، حرکتی است که سابقه توحیدی دارد؛ یعنی این حرکتی که در مقابل‌شان قرار گرفته مربوط به حضرت ابراهیم(ع)، حضرت موسی(ع)، حضرت عیسی(ع)، حضرت پیامبراکرم(ص) است. وقتی به این جریان نگاهِ تاریخی کردند؛ فهمیدند باید مثل گذشته در مقابل این نظام قرار بگیرند و از همان روش‌های قدیم استفاده کنند. اینجا بود که در تاریخ، اتفاقي جدی افتاد و آن استفاده از همان قالبِ قدیمی " زر و زور و تزویر" در مقابل این جریان ناب بود. وقتي به تاریخ مبارزه توحید و شرک نگاه كردند؛ دیدند آنچه برنده بوده این سه اصل (زر و زور و تزویر) است و لذا در مقابل این حرکتِ اسلامی، به عنوان انقلاب اسلامی، با این سه ترفند شروع به حمله کردند.

 

نکته مهم این است که مقام معظم رهبری در فرازی از فرمایشات‌شان می‌فرمایند: "نیاز اصلی بر این بود که انقلاب اسلامی شکل بگیرد". برای چه؟ برای اينکه انسان‌ها را از تاریکی نجات دهد. حتی من در نطقي مفصل،  در جلسه‌اي، كه بعضی از آقایان هم حضور داشتند، بیان كردم که اعتقادم براین‌است که تنها، نیاز و ضرورت هستی بوده، که در ایران یک محوریتی قرار بگیرد و انقلاب اسلامی صورت گیرد. حتی انتخاب ایران هم اتفاقی نبوده‌است. ایران به دلیل سوابق، تعهد، توحیدی بودن، بت‌پرست نبودن، دست به دامن آقا امیرالمومنین زدن، دست به دامن حضرت زهرا(س) زدن، حتی برای زیارت آنها دست‌های قطع شده دادن، ويژ‌گي‌هاي خاص خود را دارد. حال اينكه در رأس استکبارِ جهانی، به گفته مقام معظم رهبری، صهیونیست و تفکر صهیونیست است، می‌توانیم با دلایل و شواهد ثابت کنیم.

 

 نگاهِ عمیقِ امامتِ امت، که در دستِ حضرت امام(ره) بود و توانی که دنیا در وجود ایشان مي‌دید، به آنها فهماند که فعلا باید از زر و تزویر چشم پوشی و با زور بر اسلامِ ناب حمله كنند. دقت کنید، از روزی که انقلاب شکل گرفت همه جا بحث زور بود. کردستان، سیستان و بلوچستان، خوزستان، توطئه‌های داخلی، مسأله بنی‌صدر، یعنی انقلاب اسلامی را در قالب قدرت محاصره کردند و سنبل آن جنگ هشت ساله بود. آن نگاهی که دنیا در مبارزه با حرکتِ توحیدی، از صدر هابیل و قابیل تا الان داشت، استفاده از قدرت بود. بر این اساس، جنگ هشت ساله را تحمیل کرد.

 

در جنگ هشت ساله، یک کشور با ما می‌جنگید؟ ما از 22 مليت اسیر گرفتیم. 22 نوع نژاد. ولی اسیر اسرايیلي، آلماني، فرانسوی، آمریکایی، شوروی‌اي نداشتیم. اینها کشورهایی بودند که مستقیمأ از جنگ حمایت می‌کردند؛ ولی حضور فیزیکی نداشتند. اعتقاد من این است که 42 کشور بر جمهوری اسلامی حمله کردند. اگر بپذیریم که 42 کشور بر جمهوری اسلامی حمله کردند؛ يعني جهان بر جمهوری اسلامی حمله کرد. در آن شرایط 3 الی 4 کشور رسمأ اعلام کردند که با جمهوری اسلامی جنگ ندارند؛ مثلا سوریه، کره شمالی و چین. که در عمل این‌طور نبود. میراژها و اسلحه‌ها که از اروپا می‌آمد؛ و از این طرف هم میگ‌ها می‌آمدند. پس جمهوری اسلامی با رهبریت امام روح الله در مقابل جهان قرار گرفت. چون جهان می‌خواست با مشت آهنی یک زمینِ سوخته را تحویل ملت اسلامی دهد. می‌گفتند: اگر قرار است این الگو شود، بايد اين الگویی سوخته و از بین رفته باشد.

 

 همین‌طور که الان جوان‌ها واردِ معرکه جهاد اقتصادی شدند؛ ( نمونه اش هم این جلسه)، آنجا وارد جهاد نظامی با دشمن شدند. یکی از پزشکان می‌فرمود: مقدار خونی که پای جمهوری اسلامی ریخته شد، چه از مجروحین که 360 هزار نفر هستند، چه از معلولین که 360 هزار نفر هستند، چه از شهدا که 360هزار نفر هستند، که در حقیقت یک میلیون نفر را تشکیل می دهند، سرم خونی که این عزیزان به این انقلاب زدند، یک سرم خون با قطر 2سانتیمتر بوده که مرتب در طول این چند سال استفاده شده است.

 

 این جنگِ سخت، با شکست مواجه شد. وقتی ديدند این جنگِ سخت با شکست مواجه شد، به "تزویر" روی آوردند. که بازهم رهبری بود که از اولین حرکتِ تزویریِ اینها، تحت عنوان "شبیخون فرهنگی"، "ناتوی‌فرهنگی" و "هجمه فرهنگی"، نام بردند و گوش‌زد کردند که دشمن با تزویر وارد این فرهنگ می‌شود. حواستان جمع باشد. این دست‌های مخملی، زیرش چدن است. این بزرگترین شعار دنیاست.

 

در تمامِ تاریخ تزویر وجود دارد. حرکتی که معاویه می‌کرد، می‌آمد گوسفند می‌داد و می‌گفت: مال معاویه است؛ سپس عده‌ای را می‌فرستاد که آن را پس بگیرند و بگويند کار علی(ع) است. انواع و اقسام تزویرهایی که بر ما تحمیل کردند و جمهوری اسلامی با درایت، سیاست، فقاهت و رهبریت مقام معظم رهبری با سربلندی و سرافرازی خنثی کرد.

 

 بنا به گفته بیرونی‌ها و دشمنان، هرکس در این زمان پتانسیل و قدرت شیعه را در اختیار داشته باشد؛ صاحب بالاترین انرژی و استراتژی است. استراتژیِ قدرت زمانی شکل می‌گیرد که پتانسیلِ شیعه در دستِ کاردان باشد و پتانسیل شیعه در دستِ ماهِ ما، مقام معظم رهبری است.

 

 پس ما به دو نکته اصلیِ روشِ زورمندانه و مزورانه ابر قدرت‌ها، که در رأس آنها امپریالیسم است و در کانون امپریالیسم صهیونیست نهفته است، اشاره کردیم.

 

پس برای زمین زدن انقلاب یک راه دیگر مانده و آن هم "زر" است. که تشخیصِ این خیلی مهم است. آقا در ریز مسايل دارند رهنمود می‌دهند. آقا این حرکت را الان نفهمیده؛ این حرکت را از سال71 فهمیده. زمانی‌که زور نتوانست کاری کند. کانون صهیونیست، حتما به سراغ دو قدرت دیگر اجدادش خواهد رفت و آن تزویر و زر است. لذا آقا از سال‌ها پیش مسأله تزویر را اشاره کرد. فتنه 88 در حقیقت میوه جنگ نرم(تزویر) بود. كه قرار بود در سال 88 به دست ابر قدرت‌ها چیده شود. و جمهوری اسلامی آمد و آن دست را قطع کرد. بهترین گفتار را مقام معظم رهبری دارند، که نزدیک به 150 مورد درخصوص جنگ نرم فرموده‌اند. و بسیار فرمایشات ظریف و لطیفی است و حالا آقا وارد بحث "زر" شده‌اند.

 

 به‌عنوان یک محقق، که 20 سال است روی مسايل علمی کار می‌کنم، در همان 5 یا 6 مورد علمی که چهار مورد آن استراژی است و شامل: "علم هوا و فضا" و "علم دیجیتال" ،"علم ژنتیک" و"علم هسته‌ای" که شاخه‌های ریزتری مثل نانو تکنولوژی، لیزر و... است، ما به نتایج خوبی رسیده‌ایم و آقا این حرکت را الآن آغاز نکردند. ایشان می‌دانست، ذات امپریالیسم و صهیونیسم یک روزي بحث را به محاصره زر(اقتصادی) می‌کشاند. و برای همین در سال 71 فرمان ورود در بحث‌های علمی با محوریت اقتصادی  را دادند.

 

شنیدم که مقام معظم رهبری به ریاست جمهور وقت فرمودند که اگر می‌خواهید پولدار شوید، بروید در بحث علم هسته‌ای، نه در یک بُعد، که همان آب سبک است، بلکه در دو بعد، که آب سبک و سنگین است، وارد شوید. ما ظرف این مدت، از سال 71 تا سال 90، پیشرفتی معادل50 سال داشته‌ایم؛ كه این خیلی مهم است.

 

بعضی از آقایون می‌فرمایند که ما 11 برابر حد طبیعی در علم پیشرفت داشته‌ایم. بنده به عنوان یک محقق عرض می‌کنم که جمهوری اسلامی معادل 200 سال ظرف مدتِ این 20 سال حرکت کرده‌است و کانون آن 10 سال است. تا آمدیم شروع کردیم و موتور روشن کردیم، 10 سال طول کشید، ولی در 10 سال بعد، 200 سال پیش رفتیم. ضعیف می‌گویند 11 برابر، بنده می‌گویم 20 برابر.

 

بنده یک بازدید از UCF اصفهان داشتیم. وقتی گفتند ما میله سوختِ هسته‌ای را از "زیرکانیوم" ساخته‌ایم؛ خیلی تعجب کردم. چون خودم از کسانی بودم که به معادن "زیرکانیوم" رفتم. برای ذوب‌کردن آن7500 درجه حرارت می‌خواهد. 

 

وقتی گفتند که جمهوری اسلامی، به حمدالله تعالی، توانسته قرص اورانیوم را سرامیک کند، برایم بسیار تعجب آور بود. از آن مرکز خواهش کردم که لباس بپوشم و بروم ببینم و دست بزنم. برای من که خودم مسايل هسته‌ای را ذره‌ذره دنبال کرده‌بودم؛ باور نکردنی بود. بنده فکر می‌کنم، بلکه یقین دارم، که جمهوری اسلامی 200 سال پیشرفت کرده‌است.

 

این حرکتِ علمی را آقا شروع کردند. منتها علمی که توأمان با تئوری علمی است. در صحبت‌های آقا در مشهد که بیان فرمودند، منشوری را بنا نهادند که در آن منشور، پله‌های نردبانِ سلسله علم را چیدند. حضرت فرمودند: "تئوری علم را به فناوری تبدیل کنید". این خیلی مهم است. یعنی علمي كه در دانشگاه دارید را، تا وقتي در کارگاه تبدیل به فناوری نکنید به درد نمی‌خورد. در فناوری هم دو شکل داریم: "فناوری‌سخت" و "فناوری نرم". آقا این فناوری‌ها را به درآمد تجاری و درآمد تجاری را به ثروت ملی تبدیل کردند و یک منشور اقتصادی زیبایی را  به وجود آوردند.

 

  • حال چرا آقا از کلمه جهاد استفاده کردند؟

 این کلمه‌ي جهاد، پیوندِ ذهنی بنده با فرمایش آقا را مشخص می‌کند؛ که "زر و زور و تزویر" در مقابل ایران وجود دارد. پس الان جنگِ اقتصادیِ ما  مساوی می‌شود با جنگِ نرم و جنگِ نظامی. مي‌بينيد که دشمن ما را در جنگي اقتصادی قرار داده است. بلوکه کردن ثروت ما از کِی بوده؟ از زمانی که لانه جاسوسی را گرفتیم، ثروتِ ما را مصادره کردند. اجناسی را که خریدیم مصادره کردند. الآن فاینانس برای ما سقف تعیین کرده. همین الان دبی، که 300 شرکت ما در آن است، ما را محدود کرده. امپریالیسم به سرکردگی صهیونیست‌ها، جنگی اقتصادي به‌وجود آورده و علیه ما شروع کرده است. چون او جنگ اقتصادی را علیه ما شروع کرده ما نیز در مقابلِ آن "جهاد اقتصادی"می‌کنیم.

 

آقا می‌توانستند بگویند تلاش اقتصادی یا کوشش اقتصادی؛ چرا فرمودند "جهاد اقتصادی"؟ چون در جهاد تلفات وجود دارد. در سفری که آقا در منطقه عسلویه داشتند فرمودند: کسانی که در اینجا کار می کنند کارشان مساوی با آن جهادی است که در هشت سال دفاع مقدس بین حق و باطل شد.

 

در این جهاد اقتصادی، که درحقیقت مبارزه يا جنگ اقتصادی است، به‌فرموده مقام معظم رهبری اگر شما کشته دادید، شهید داده‌اید؛ چرا؟ چون در جنگ سخت(نظامی) کشته شده‌ها، شهید بودند؛ در جنگ نرم کشته‌ها شهید هستند، پس در جهاد اقتصادی هم کشته‌ها شهید هستند.

 

جنگ اقتصادی را به ما تحمیل می‌کنند و لذا ما باید جهاد اقتصادی داشته باشیم.

 

حالا جهادِاقتصادی چه نوع آدم‌هایی می‌خواهد؟ در فرمایشات آقا هست. جهاداقتصادی، که در حقیقت مبارزه اقتصادی است، آدم‌های متدین می‌خواهد، آدم جهادی می‌خواهد.

 

به فرمایش‌هایی که آقا داشتند رجوع کنید. 37 الی 38  نمونه در مورد جهاد اقتصادی دارند. جهاد اقتصادی که آقا به آن اشاره داشتند، در مقابل "زر" است. و من تصور می‌کنم 100 درصد همان‌طور که در جنگ سرد به عنوان "زور" و در جنگ نرم به عنوان "تزویر"، پیروز بودیم؛ انشاالله در جنگ "زر" هم پیروز خواهیم بود.

 

  • شاید بهمن ماه بود که حسنی مبارک فرار کرد، بن‌علی فرار کرد و کلأ جهان اسلام وارد جهاد سیاسی شد، کاری که انقلاب اسلامی سی سال پیش انجام داد. فرمان جهاد اقتصادی در این مقطع، یعنی چند ماه بعد از جهاد سیاسی در جهان اسلام چه معنا و مفهومی دارد؟

 

تصور من این است همان‌طور که آقا فرمودند، ما بايد اقتصادمان را الگو کرده و به جهان معرفی کنیم. به‌نحوي كه برتری‌هایش معلوم باشد. این چشم‌انداز 20 ساله فاصله‌اش خیلی زیاد است، 1404 خیلی دور است. باید زودتر به یک الگو می‌رسیدیم. همین‌طور که الگوی مقاومت هستیم، بايد الگوی اقتصادی دنیا هم باشیم. بنده تصورم بر این است که ابر قدرت‌ها  می‌خواستند بگویند؛ این بیداری که به وجود آمده، اسلامی نیست. مردم دنبال مسايل اقتصادی هستند و می‌خواهند به شکم‌شان برسند. حالا ما به شما نشان می‌دهیم اگر قرار است الگوی اقتصادی هم باشد، بازهم باید از الگوی اقتصادیِ ما استفاده شود. یعنی الگوی مقاومت مربوط به ایران است، الگوی شناخت دشمن مربوط به ایران است، ان شاالله الگوی اقتصادی هم، در این شرایط بیداری اسلامی، به ایران مربوط می‌شود.

 

 

  • بعضی ها فکر می کنند فقط دولت مخاطب فرمان رهبری است، یعنی آقا گفته اند فقط دولت این کار را انجام دهد خودش را به عنوان یک دانشجو و یک استاد کنار می کشد و به عنوان یک مطالبه گر ایفای نقش می کند. ما به عنوان دانشجویان و اساتید در این جهاد اقتصادی چه کاری به صورت اجرایی باید انجام دهیم؟

من از همه کسانی که نشریه شما را مطالعه می کنند و صاحب فکر هستند،می خواهم برای یک بار فرمایشات مقام معظم رهبری را با دقت و به نیت بهره برداری خاص ملاحظه کنند، این به عنوان یک رهنمود از این حقیر است.

 

 دومین مسئله که حقیقت دارد این است که آقا فرمودند که حرکت جهادی در سراسر کشور شکل گرفته، ما چگونه می توانیم در این لشکر جهادی شرکت بکنیم؟ این خیلی مهم است، یک لشکر و سپاه جهاد اقتصادی راه افتاده است ما چه طوری بیابیم در این لشکر عضو بشویم؟ این دیگر هنر ماست وما باید توی این لشکر گزینش شویم. به عنوان مثال من داشتم می رفتم شمال، راننده ای که در خدمتش بودیم یکی از نزدیکانمان بود.ماشینشان بنزینی بود،میگفت:من بنزین فراوان دارم، بنزین می زنم. فشار من این بود که وقتی که شما می توانید گاز بزنید چرا بنزین می زنید؟ گازی که مال خودمان است استفاده کنید. یعنی من از این طریق می توانم جزء این لشکر به حساب بیایم.

 

آقا هم در سخنرانی مشهدشان گفتند: شما میتوانید معلم باشید، سر کلاس درس در جهاد  اقتصادی شرکت کنید، دانشجو و دانش آموزتان را هدایت بکنید. جزء مجاهدین متکبر نباشید، اگر دانشجویی هستید که فکر طراحی یک قطعه را دارید منتظر ننشینید که مصرف کننده سراغ شما بیاید،شما بروید و کارتان را ارئه دهید.

 

اگر می خواهید وارد این لشکر بشوید،دو نوع حرکت می توانید انجام دهید.یک حرکت،حرکت عمومی است که آقا فرمودند،که شامل هر گونه بهینه سازی  و جلوگیری از اسراف است. دیشب حدیثی را خواندم که آقا امیرالمومنین (ع) می فرمایند:" بهترین ثواب این است که شما به مردم آب بدهید". بنده که در این مقطع زمانی دارم زندگی می کنم وقتی بتوانم به جای مصرف ماهانه 10 متر مکعب آب، 7 متر مکعب استفاده کنم، در ماه 3 متر مکعب آب به دیگران داده ام.

 

حرکت دوم،در این حرکت جهادی که در مقطعی بسیار حساس است،فعالیت صاحبان علم و نخبگان است، و باید اینها بیایند علمشان را بنا به گفته مقام  معظم رهبری تبدیل به فناوری بکنند. 

 

 

  • در صورت امکان و به طور فهرست وار زمینه هایی که در تحریم هستیم و خیلی هم برای ما استراتژیک است که مادرآن ها پیشرفت کرده ایم نام ببرید.
  •  

 برای جواب به این سوال مراجعه می کنم به فرمایش آقا در شیراز؛ایشان می فرمایند: "شما بعد از تسخیر لانه جاسوسی ما را تحریم کردید، ما ضرر کردیم یا شما؟ آیا ما در دنیا به عنوان قدرت برتر در خاور میانه نیستیم؟ آیا ما به دنبال بحث هسته ای نیستیم و نرفتیم؟ آیا نانو تکنولوژی راما کشف نکردیم و دنبال نکردیم؟ آیا بحث سلول های بنیادی را دنبال نکردیم وسکوی پرتاب برای دانشمندان جهان در بحث علم ژنتیک نیستیم؟ آیا واقعا ما داروهای سر طان را کشف نکردیم؟ آیا ما داروهای زخم بستر را کشف نکردیم؟" و دهها موردی که آقادر انواع و اقسام پیشرفت و فناوری بیان کردند.

 

 من می خواهم عرض کنم که برادران عزیزی که غصه آینده انقلاب را می خورید، اگر ما را تحریم نمی کردند، هیچ موقع به رویکرد علمی پی نمی بردیم!!! جمهوری اسلامی هرچه در تنگنا قرار بگیرد رویکردش به علم و فناوری زیادتر است، هر چه  آنها متغیرها رازیادتر بکنند ما رویکردمان به پیشرفت زیادترمی شود. ما باید این تحریم ها را که در حقیقت یک تهدید هستند تبدیل به فرصت کنیم. دوستان باید بروند فکر بکنند، بررسی کنند و ببینند الان نیاز انقلاب به چه چیزی ضروری است؟ اول ضرورت را پیداکنند وبعد روی آن موضوع کار کنند.

 

ادامه دارد...

انتهای متن / ن