«تنهاترین امیر»، روایتی متفاوت از زندگانی امیر‌المؤمنین(ع) + عکس


«تنهاترین امیر»، روایتی متفاوت از زندگانی امیر‌المؤمنین(ع) + عکس


 

خبرگزاری هجر: نمایشگاهی در تهران به یاد مظلومیت «تنهاترین امیر» در میان مردمان کوفه برپا شده است که روایتی متفاوت از زندگانی امیر‌المؤمنین(ع) ارایه می‌دهد تا تلنگری باشد برای مردمان عصر ظهور که امام زمان خود را تنها نگذارند.


-------------------------------

به گزارش خبرنگار، این روزها تهران شاهد برپایی نمایشگاهی با نام «تنهاترین امیر» است تا بتواند روایتی متفاوت از زندگانی امیرالمؤمنین (ع) را به مخاطبان ارایه دهد، این نمایشگاه شامل دوازده بخش است که هر کدام بیانگر لحظه‌ای خاص در زندگی امام علی (ع) است.

 

بازار کوفه

مردم در بازار در حال خرید و فروش هستند، در این بازار عدم رعایت حلال و حرام خدا در معاملات باعث شده است که در مسیر حق و یاری از حضرت علی(ع) دچار گمراهی شوند، اینکه مردم بی‌وفای کوفه امام زمان خود را به خاطر تاثیر لقمه حرام تنها گذاشتند، شکی نیست، اما به راستی در این برهه از زمان چقدر به دست آوردن نان حلال در جامعه اهمیت دارد تا در هنگام ظهور همراه و یاور امام زمان (عج) خود باشیم نه اینکه او را تنها بگذاریم.

 

نمایی از بازار کوفه

 

استقبال کوفیان از امیر‌مؤمنان

مردم مدینه که پس از مرگ خلیفه سوم، در جستجوی حق و حقیقت سر از پا نمی‌شناختند، این بار به گرد علی(ع) می‌چرخیدند، با جمعیت زیاد رهسپار خانه او شدند، امام (ع) خود نحوه ورود جمعیت را به خانه‌اش چنین توصیف می‌کند: «فتداکوا علی تداک الابل الهیم یوم وردها وقد ارسلها راعیها و خلعت مثانیها حتی ظننت انهم قاتلی او بعضهم قاتل بعض لدی».

آنان به سان ازدحام شتر تشنه‏اى که ساربان عقال و ریسمانش را باز کند و رهایش سازد، بر من هجوم آوردند، که گمان کردم که مى‏خواهند مرا بکشند، یا بعضى از آنان مى‏خواهد بعضى دیگر را در حضور من بکشند. همچنین آن حضرت، در خطبه شقشقیه، ازدحام مهاجرین و انصار را در موقع ورود به خانه‌اش چنین بیان مى‏کند: «مردم مانند موى گردن کفتار به دورم ریختند و از هر طرف به سوى من هجوم آوردند، تا آنجا که حسن و حسین به زیر دست و پا رفتند و طرف جامه ورداى من پاره شد و به سان گله گوسفند پیرامون مرا گرفتند تا من بیعت آنان را پذیرفتم».

و اینکه شهر کوفه روز دوازدهم سال 36 هجری قمری، امام علی (ع) با استقبال بی‌نظیر اهالی کوفه وارد این شهر شد، مردم شهر کوفه از حضرت (ع) درخواست کردند که در کاخ حکومتی این شهر فرود آید، ولی امام (ع) از رفتن به کاخ کوفه امتناع کرد و فرمود: به جای کاخ در فضای باز فرود خواهم آمد. آن‌گاه به مسجد اعظم کوفه رفت و دو رکعت نماز به جای آورد و برای اهالی کوفه که برای زیارت آن حضرت و شنیدن صدای روح‌نواز او لحظه‌شماری می‌کردند، خطبه‌ای ایراد کرد.

 

استقبال مردم کوفه از امام علی

 

فضائل امیر‌المؤمنین

بر دیوارهای این بخش احادیث گرانبهایی از رسول اکرم(ص) نقش بسته است که همگی بر پیشتازی ساقی کوثر بر خلایق اذعان دارد، رسول خاتم(ص) می‌فرماید: «محبت و دوست داشتن علی بن ابی‌طالب گناهان را می‌خورد، آن گونه که آتش چوب خشک را می‌خورد»، همچنین حضرت(ص) در خصوص جایگاه حب علی (ع) در قبولی اعمال می‌فرماید: «ای علی! اگر امت من چنان روزه بگیرد که بدن‌هایشان همچون کمال خمیده شود و آن قدر نماز بخوانند که قامتشان همچون تیر نازک شود، اما تو را دشمن بدارد،‌خداوند آنان را با صورت به آتش دوزخ خواهد افکند».

 

 

 

مقابله امام علی(ع) با سنت‌های غلط

زمانی کوتاه از خلافت امیر‌المؤمنین نگذشته است،‌ برخی مردم از عدالت علوی مسرور هستند و برخی دیگر مغضوب، چرا که حضرت(ع) بر خلاف سایر خلفای پیشین به آنها نه پست و مقامی داده بود و نه مال هنگفتی!

 

این‌چنین بود که وقتی امام علی(ع) در برابر افرادی مانند زبیر و طلحه که در اجرای عدالت مورد ایراد قرار گرفت، فرمود: «آیا به من دستور می‌دهید که برای پیروزی خود از جور و ستم درحق کسانی که بر آن‌ها حکومت می‌کنم، استمداد جویم؟!

 

به خدا سوگند، تا عمر من باقی و شب و روز برقرار و ستارگان آسمان در پی هم طلوع و غروب می‌کنند، هرگز به چنین کاری دست نمی‌زنم، اگر اموال از خودم بود، به طور مساوی در میان آن‌ها تقسیم می‌کردم تا چه رسد به این که این اموال، اموال خداست!

 

 

«رحبه» مکانی در کوفه

علی(ع) خلیفه مسلمین در میان مردم نشسته است و برای مردم از واقعه غدیر می‌گوید: ابن ابى الحدید دانشمند معروف اهل تسنن، این واقعه را چنین بیان می‌کند: مشهور این است که على (ع) در «رحبه» محل معروف و وسیع کوفه، مردم را سوگند داد و فرمود: شما را به خدا سوگند مى‌دهم، آیا مردى از شما، از رسول خدا (ص) شنیده است که آن حضرت پس از بازگشت از حجةالوداع، در مورد من فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِی مَوْلاهُ , اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ»، هر کس که من مولا و رهبر او هستم، على (ع) رهبر او است، خداوندا دوست بدار کسى را که على (ع) را دوست بدارد و دشمن بدار کسى را که او را دشمن بدارد.

 

گروهى برخاستند و شهادت دادند، امام على (ع) به انس بن مالک فرمود: تو نیز در «غدیر» حاضر بودى، اینک شهادت مى‌دهى؟! انس گفت: اى امیرمؤمنان! من پیر شده‌ام و فراموش شده‌هایم بیش از محفوظاتم است، امام به او فرمود: اگر دروغ بگویى، خداوند سرت را به سفیدى روشنى مبتلا کند، که عمامه‌ات نتواند آن سفیدى را بپوشاند، به این ترتیب قبل از مرگ، انس بن مالک به بیمارى برص (پیسى) مبتلا شد.  (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید جلد 19 صفحه 219)

 

«رحبه» در کوفه

 

خطبه همام

یکی از یاران امیرالمؤمنین(ع) که او را «همام» می‌گفتند و مردی عابد بود، به حضرت عرضه داشت: اهل تقوا را چنان‌که گویی آنان را می‌بینم، برای من وصف کن، امام (ع) در پاسخ او درنگ کرد، سپس فرمود: «ای همام، تقوای الهی پیشه کن و کار نیک انجام بده، زیرا خداوند با اهل تقوا و اهل کار نیک است»، همام به این مقدار سخن قناعت نکرد و حضرت(ع) را قسم داد. امام علی(ع) خدا را سپاس و ثنا گفت و بر پیامبر (ص) درود فرستاد و سپس به صفات متقین اشاره می‌کند، حضرت در بخش از سخنان خود این گونه بیان می‌کند: «... به هنگام شب برای عبادت برپایند، در حالی که اجزای قرآن شمرده و سنجیده تلاوت کنند، خود را به آیات قرآن اندوهگین ساخته و داروی دردشان را از آن برگیرند، چون به آیه‌ای بشارت دهنده بگذرند، به مورد بشارت طمع کنند و روحشان از روی شوق به آن خیره شود... ».

 

امام همچنان صفات پرهیزکاران را بر می‌شمرد که همام فریادی بر می‌کشد و جان به جان آفرین تسلیم می‌کند، حضرت فرمود: به خدا قسم از چنین پیشامدی بر او می‌ترسیدم، سپس ادامه داد: «اندرزهای رسا با اهلش این‌گونه معامله می کند!»

 

مسجد کوفه

هنگامی که ابن ملجم مرادی شمشیر خود را بر سر مبارک امام علی(ع) فرود می‌آورد و صورت نورانی امیرالمؤمنین با خون خضاب می‌شود، ندای جبرئیل در آسمان می‌پیچد که‌ «تهدمت والله ارکان الهدى وانطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى قتل على المرتضى قتله اشقى الاشقیاء»؛ به خدا سوگند ستون‌هاى هدایت در هم شکست و نشانه‏هاى تقوى محو شد و دستاویز محکمى که میان خالق و مخلوق بود، گسیخته شد، پسر عم مصطفى کشته شد، على مرتضى به شهادت رسید و بدبخت‏ترین اشقیاء او را شهید کرد.

 

 

هیاهو در مسجد بر پا می‌شود، حسنین (ع) به سوی محراب می‌دوند، عده‏اى هم به دنبال ابن ملجم رفته و دستگیرش می‌کنند. حسنین به اتفاق بنى‏هاشم على (ع) را در گلیم گذاشته و به خانه می‌برند، طبیب بالاى سر آن حضرت(ع) حاضر می‌شود و چون زخم را مشاهده می‌کند، می‌گوید: این زخم قابل علاج نیست!

 

خانه علی

سحرگاه روز نوزدهم سال چهل هجری در خانه امیر‌المؤمنین غوغایی است، حسنین علیهما‌السلام، زینب و ام‌کلثوم با چشمانی گریان به پدر می‌نگرند و از آنچه که آینده برای آن‌ها رقم بزند، هراسان هستند، اما حضرت (ع) گویا قصد سفر به جای دیگر دارد و دیگر این جسم طاقت دوری از پیامبر اکرم (ص) و فاطمه زهرا(س) را ندارد و می‌خواهد هر چه زودتر به خانه ابدی پر بگشاید.

 

 

کودکان یتیم

در آستانه خانه امیر‌المؤمنین، غوغایی است، یتیمان کوفه با چشمانی نگران منتظر خبر هستند، طبیب که چهره غم زده آن‌ها را مشاهده می‌کند،‌ دلش تاب نمی‌آورد،‌ اما برای اینکه لحظه‌ای را به کودکان تسلی دهد، می‌گوید: علاج درد زهر، شیر است، لحظه‌ای نمی‌گذرد که در دست هر کدام از آنها کاسه‌های شیر است، به امید آنکه پدرشان شفا یابد، چه امید واهی که به سرانجام نرسید و بار دیگر یتیمان کوفه ییتم شدند، آه بر این دل‌های یتیمان!

 

 

خیمه امام زمان(عج)

امام عصر (عج) ظهور کرده است، انگار تاریخ دوباره تکرار می‌شود، برخی از مسلمانان بدون توجه به عبرت‌های تاریخی باز نمی‌توانند، امام زمان خود را درک کنند، آن‌ها همانند مردمان کوفه، باز می‌خواهد او را تنها بگذارند،‌ اما مثل اینکه اراده الهی چیز دیگری است.

 

 

بر اساس این گزارش، نمایشگاه «تنهاترین امیر» به همت برخی دانشجویان دانشگاه تهران به همراه بسیجیان مسجد قبا برگزار شده و کار اجرای آن چهل روز طول کشیده است. این نمایشگاه از  15 ماه مبارک رمضان تا شب عید فطر در خیابان شریعتی ابتدای ملک از ساعت 22 تا یک بامداد دایر است.

 

در انتهای نمایشگاه، بنیاد فرهنگی مهدی موعود (عج) استان تهران در راستای گسترش فرهنگ مهدویت به ایجاد غرفه‌های حجاب و عفاف، پرسش و پاسخ، عکس و نقاشی ویژه کودکان و ولایت فقیه پرداخته است.

 

گزارش: آزاده لرستانی

انتهای پیام/فارس