هجرتی دیگر برای رضای خدا


هجرتی دیگر برای رضای خدا

 

 
اگر هنوز فرصت جهادي بودن پيدا نكرده‌اي و مشتاقی تا طعم شيرين اخلاص، ايثار و از خود گذشتگي را بر وجود بي‌بديلت بچشاني، پس با جهادگران هم قسم شو تا ...


 جهاد سازندگي نهادي انقلابي است كه 27 خرداد 1358 به فرمان امام روح الله براي رسيدگي به مناطق محروم و دور افتاده ايران تأسيس شد.


انديشه تأسيس جهاد سازندگي، ‌نخستين بار با عنوان طرح اعزام گروه‌هاي 10 نفره دانشجويي به مناطق محروم و با پيشنهاد يكي از اعضاي هيئت علمي دانشكده فني تهران مطرح شد و افرادي همچون آيت الله بهشتي از حاميان اين حركت مردمي و دانشجويي بود.


رفع محروميت از روستاهايي كه از ساده‌ترين امكانات رفاهي نيز محروم بودند، حركت به سوي استقلال و خودكفايي كشور، تلاش جهت بهبود وضع اقتصادي، اجتماعي روستاها و مناطق عشايري از اهداف تأسيس جهاد سازندگي بود.

امام عزيز و مهربان ما در اين خصوص فرموده: «اين جوانان جهادگرند كه بذر انقلاب را در دل هر روستايي مي‌كارند» اردوهاي جهادي، نامي آشنا براي كساني است كه گرماي تابستان را به جاي و دل خريده و حس انسان دوستي در رگهايشان به جوشش آمده است، كساني كه همواره به دنبال حقيقت هستند و در اين مسير ارزشمند با خداي خويش در تجارتي پرسود معامله مي‌كنند و در اين جهاد خدايي تنها تسليم عشق به كساني مي‌شوند كه اينك نيازمند كمك و ياري رساندن شان‌اند.


روي سخنم با دانشجوياني است كه هميشه در صحنه آماده‌اند و در انتظار لحظه‌هاي شيرين اردوهاي جهادي در هر گوشه‌اي از كشورمان، پرچم سازندگي را داوطلبانه افراشته و در اين مسير هدفشان تنها سازندگي، ‌آباداني و لبيك به نداي رهبر فرزانه انقلاب اسلامي است.
 

قدم مي‌گذاريم به روستايي كه در آنجا روزمرگي بي‌معناست، سادگي و بي‌پيرايگي مردمانشان، نگاهت را ذوب مي‌كند، وقتي صحنه‌هاي فقر و تنگدستي مردم آن ديار را نه به چشم دل بلكه با حضور خود احساس مي‌كني، آن وقت است كه با خود مي‌انديشي كه خدايا چگونه مي‌شود برخي زندگي پرزرق و برق‌شان مانع از اين شده تا حتي كمي به هم‌نوعان خود فكر كنند و لذت‌هاي مادي غالب بر عشق و انسان دوستي‌شان شود، مگر نه اينكه مي‌گوييم «بني‌آدم اعضاي يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند، چو عضوي به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار، پس چرا دردي احساس نمي‌كنيم، چرا گذر زمانه پرده بر چشمان مان انداخته و واقعيت‌ها تنها در كتابچه زندگي‌مان خاك مي‌خورند واقعا بايد پرسيد چرا ...


با همه اين تفاسير، قشر دانشجو بيدار است و عظمت و مفاهيم بلند انسان را درك كرده و براي پيمودن فرازي پرپيچ و خم از نشيبي سهمگين عبور كرده و ميان جنگ عشق و لذت نفس، عشق پيروز ميدان شده و در لباس جهادي، مجاهد في‌سبيل الله مي‌شود و آمده تا خود را در اين آزمون محك بزند.


آري اين است سازندگي و الگويي كه مي‌تواند مسير توسعه و پيشرفت را براي كشور رقم بزند، الگويي كه بايد همه انديشه‌ها در مسيرش قرار بگيرند.


هجرت كردن از خانه و كاشانه در ايام تعطيلات و در حال استراحت و ... رفتن به روستاهايي محروم كه شايد هنوز هم آب آشاميدني سالم ندارند. چشيدن طعم فقر، نخوردن غذاي لذيذ و گرم و ننوشيدن آب خنك، ريختن عرق براي ساخت مسجد، سرپناه و حتي يك سرويس بهداشتي براي محرمان آن هم فقط براي رضاي محبوب و بدون هيچ مزد و منت و چشم داشتي شايد از مصاديق جهاد اكبر يا همان مبارزه با نفس باشد، ولي براي جهادگر و مجاه با درك و قبول اين شرايط، هدف والاتري را دنبال مي‌كند و به فكر خشكاندن ريشه مشكلات و حذف كامل موانع، تحول و آباداني و شكوفايي است.

برانگيختن حس مطالبه‌گري و عدالت طلبي در روستا با همراه كردن آنها در جلسات ادارات و سازمان‌ها تا پيگيري‌ها را از نزديك لمس كند.


جهادي بودن مگر جز به اين است كه دعوت رهبري را لبيك مي‌گويي و در ركاب عشق پا در ميدان كار و جهاد معنويت مي‌گذاري، مگر نه اين است كه وقتي با سرودن حز‌ن آلوده مناطق محروم همنوا مي شوي، روح گمشده‌ات به وسعت هفت آسمان صيقل داده مي‌شود و تو نيز هم رديف كاروانيان تمام دغدغه‌‌ات كمك به هموطنانت مي‌شود.


مگر نه اين است كه سفرهاي جهادي «ان الله يحب المحسنين» معنا مي شود و سخن پيامبرت را كه فرموده «اگر مي‌خواهيد خدا به شما كمك كند شما هم كمك مردم باشيد» را ادا كني.


مگر نه اين است كه تمام هم و غمت آوردن شكوفه‌ لبخند بر لب‌هاي كودكان معصوم سرزمينت است.


آري، اگر هنوز فرصت جهادي بودن پيدا نكرده‌اي و مشتاق تا طعم شيرين اخلاص، ايثار و از خود گذشتگي را بر وجود بي‌بديلت بچشاني، پس با جهادگران هم قسم شو تا خداوند تو را در زمره احسان كنندگان قرار دهد. باشد تا رضاي او را به دست آورده باشيم.
 
 
انتهای متن/ مرکز مطالعات راهبردی و هدایت حرکت های جهادی
 
منبع:خبرگزاري دانشجو