سبک زندگی آمریکایی

(دکتر فواد ایزدی،استاد دانشکده ی مطالعات جهان دانشگاه تهران می باشند.ایشان مدت 20 سال در آمریکا زندگی کرده اند و از نزدیک شاهد مدلهای مختلف زندگی در این کشور بوده اند...)

سیاق سبک زندگی آمریکایی چیست؟(آیا بر پایه توحید است یا اومانیسم)

آمریکا کشور بزرگی است. جمعیت آن 310 ملیون نفر است، تقریبا پنج برابر ایران و مساحتش هم حدود شش برابر ایران است و همه جور آدم در آن زندگی می کنند. به خاطر تاریخ ویژه ای که این کشور داشته مهاجر پذیر تر از کشور های دیگر بوده است از کشور های مختلف به این کشور مهاجرت میکنند و در آن زندگی میکنند و کم تر ملیتی است که در آمریکا حضور پررنگی نداشته باشد با توجه به این مسائل ساده نیست که بگوییم سبک زندگی آمریکایی به چه صورت است،یک کاری که میتوانیم بکنیم این است که یک تفکیکی قائل شویم بین مهاجران فعلی که اینها یک سری فرهنگ ها را از کشورهای مبدا همراه خود آورده اند و بین افرادی که حالا در آمریکا هستند و متولد آمریکا هستند و چند نسل هم در آمریکا حضور دارند و حالا آمریکایی شده اند که تمرکز ما هم بر روی همین گروه می باشد. حال اینها چه نوع سبک زندگی دارند؟ البته مهاجرین حالا هم جمعیت زیادی دارند اما با توجه به کار شما باید این افراد را که تعدادشان هم کم نیست کنار بگذاریم. آن جمعیتی که حالا آمریکایی هستند و با خودشان فرهنگی نیاورده اند هم در میان این افراد به حساب می آیند. برای اینها یک فرمول وغالب واحدی نمیشود پیدا کرد به همان دلیل که در داخل کشور ما هم نمی شود یک غالب خاصی وجود ندارد. در کشور ما هم سبک زندگی افراد متفاوت است، مثلاً مذهبی ها یک نوع سبک زندگی دارند و غیر مذهبی ها هم سبک زندگی دیگری.آمریکاهم همین طور هست(سبک زندگی متفاوتی دارند)و نمی شود سبک زندگی واحدی را توضیح داد.

حال ما یک بخش را کنار گذاشته ایم. حال آن اکثریت را در دو بخش تقسیم کنیم یکی دیندار و دیگری غیر دیندار بعد می توانیم در مورد سبک زندگی هر دو گروه صحبت کنیم.

گروه غیر دینی (طیف سکولار) در نظر سنجی ها اقلیت اند و اکثریت دیندارند ( حدود هشتاد تا هشتادو پنج درصد) همه به خدا معتقدند. البته دین غالب در آمریکا مسیحیت است اما در مسیحیت یک سری مسایل جا افتاده که آن را از اسلام متمایز می کند. خیلی از کار هایی که در دین اسلام حرام است در مسیحیت فعلی حرام نیست(نحوه پوشش زنان، خوردن مشروب و..)پس آن بخش اول که مسیحی نیستند با بخش دوم یک شباهت هایی هم دارند یعنی هر دو مشروب می خورند و نحوه پوشش یکی است در مورد افرادی که سکولار هستند اینها به خاطر سیستم سرمایه داری که در آمریکا حاکم است و آنچه که برای این سیستم مهم است کارگر خوب است تا بتوانند خوب تولید بکنند تا بتوانند سود صاحب سرمایه را افزایش دهند.

چون محور اصلی افزایش سود است این باعث یک سری اتفاقات شده که این ها امروزه فرهنگ شده است، مثل "مشتری محوری". چون در بعضی فروشگاه ها و بازار ها که مشتری محوری انجام میشده و سود بیشتری داشته پس در نتیجه این یک فرهنگ شده است و افراد هم چون اکثراً برای شرکت های خصوصی کار می کنند و به آن ها آموزش داده می شود که با مشتری خوب برخورد کنند این باعث شده که بر او تأثیر بگذارد و در بیرون هم خوب بر خورد کند چون این یک نوع فرهنگ شده است پس آن گروه اقلیت یک سری خصوصیاتی دارند.

یک فرهنگی که باز در آمریکا جا افتاده "پرکاری" است. آن ها باید کار کنند تا سود سرمایه دار را افزایش دهند و این خودش یک فرهنگ شده.

- سبک زندگی قشر مذهبی و غیر مذهبی ما یک سری شباهت ها با سبک زندگی آمریکایی دارند. اما آن نکته که در مورد جهادی ها وجود دارد آن است که هدف خداست و "من شخصی" مطرح نیست. آیا در آنجا هم چنین نگاهی وجود دارد ؟

این درست است که در آمریکا خیلی ها مجبورند کار خیلی زیاد انجام بدهند بخشی هم برای خودشان این کار را انجام میدهند(منافع شخصی).

ولی در جامعه آمریکا افرادی هستند که ارتقا سطح جامعه به عنوان یک هدف مطلوب برایشان مطرح است و برای آن هدف هم کار می کنند شما نمی توانید کشوری داشته باشید که این کشور منظم باشد و همه دنبال منافع شخصی باشند مثلاً ما می بینیم که فردی هزار جور کار می گیرد و به همه هم نمی رسد و او به خاطر منافع شخصی این کار را انجام میدهد و این نظم را بر هم می زند.

حال نظمی در سیستم جا افتاده فرد نمی تواند خلاف آن عمل کند و نظم را بر هم بزند پس در خیلی جاها هم فرد به خاطر منافع شخصی کار نمی کند

گروه سکولار یک ویژگیشان پر کاری بود که مذهبی ها هم این ویژگی را دارند چون فرهنگ شده.

گروه سکولار در آمدشان را کم تر صرف کمک کردن می کنند اما مذهبی ها بیشتر در این زمینه پول خرج می کنند.

یک نکته ای که باز هم دو گروه دارند کار هایی هستند که ما این کار ها را کار های درستی نمی دانیم مثلاً بحث استفاده از مشروبات الکلی که طیف سکولار بیشتر با این مشکل دارند تا قشر مذهبی، چون اعتیاد به مشرووبات بسیار کم تر است.

معمولاً آمریکایی هایی که کار دارند صبح از خواب بیدار می شوند، می روند سمت محل کار و وقتی می رسند به آنجا مثل ایران نیست که بنشینند یک ساعت صبحانه بخورند، به محض اینکه ساعت کاری شروع شودباید کار را آغاز کنند برای ناهار هم نیم ساعت بیشتر وقت ندارند و باید سریع بخورند و بیایند سر کار،چون در سیستم سرمایه داری باید کار انجام دهی و اگر کار انجام ندهی اصلاً سیستم تو را نمی پذیرد. کار می کنند و کار هم بسیار سنگین است بعد که بر می گردند به منزل بسیار خسته هستند شاید شما هم در فیلم ها دیده باشید که معمولاً داخل منزل آن ها تاریک است و روشنایی نیست چون می خواهند آرامش بگیرند و کمی استراحت کنند یا در فیلم ها دیدید که مشروب فروشی ها نورشان پایین است. بعضی از آمریکایی ها هم که دو شغل دارند ساعت شش و هفت هم به منزل نمی رسند حال آن هایی که شش و هفت به خانه می رسند معمولاً شروع می کنند به استفاده از مشروب و این هم پذیرفته شده است. آن زمانی هم که منزل هستند استفاده از تلویزیون و فیلم هایی که موجود است بسیار معمول است و کم تر کسی به اخبار و مسایل سیاسی توجه می کند چون خسته اند و می خواهند خودشان را از این چیز ها رها کنند و بیشتر به دنبال سرگرمی هستند.

- یعنی ما داریم با سبک آمریکایی زندگی می کنیم مانند اینکه مساجد ما شلوغ است اما فرد صبح که می رود سر کار تمام این ها را فراموش می کند آیا در آمریکا هم اینگونه است؟

البته یک بخش متشرع هم هست. چون هنوز دروغ نگفتن، تقلب نکردن، گرانفروشی نکردن، هم در مسحیت فعلی وجود دارد. و فردی که متشرع است این ها را رعایت می کند. البته اینگونه افراد خیلی کم اند و اینگونه نیست که زیاد باشند ولی آدم های مذهبی ای که درست یا غلط را از هم تشخیص میدهند که گفتیم این ها یک بخش هستند و متوجه این مسایل می شوند سعی می کنند تمیز زندگی کنند با وجودی که فساد هم بسیار زیاد است . مثلاً شما نیویورک که بروید اگر بروید بقالی که شیر بخرید از این فیلم ها هم می توانید بخرید. بالا بودن فروش این فیلم ها یک علتش هم در دسترس بودن است و اینطور نیست که شما بروی جای خاصی بخری .

- آیا این روندی که فرهنگ طی می کند و به سمت برهنگی و فساد می رود می شود گفت که به خاطر این است که خود نظام آمریکا این را می خواهد ؟

بله، بدون شک این اتفاقی که افتاده خود به خود نبوده یعنی دولت دوست داشته که مردم بیشتر به مسایل تفریحی و غیر اخلاقی توجه کنندو به دور از فضای سیاسی باشند تا سیاسیون بتوانند کار های خودشان را انجام دهند. البته در اول مخالفت هایی بود، مثلاً وقتی اولین مجله مستهجن به صورت رسمی چاپ شد بعد از جنگ جهانی دوم بود، اوایل دهه 50، آن زمان گروه های مسیحی شکایت کردند و این دستگاه قضایی امریکا و دادگاه امریکا بود که این اجازه را داد و گفت نه اشکالی ندارد و در مورد فیلم هم به همین صورت بود که مخالفت هایی بود ولی دولت حمایت کرد.

یک بخشی از این بر می گردد به نظام سر مایه داری شرکت هایی که در این زمینه کار می کنند و خیلی سود آور هستند، این شرکت ها پول به سیاستمدار ها می دهند و آن ها را با خود هماهنگ می کنند. سیستم سیاسی آمریکا به شدت تحت نفوذ سرمایه است، پس یک دلیل آن بر می گردد به سیستم سرمایه داری و یک دلیل هم بر می گردد به خود سیاستمداران که بدشان هم نمی آید پول این شرکت ها را بگیرند و مردم هم بیشتر سر گرم خودشان باشند تا اینکه نگاه کنند به ظلمی که سیاستمداران بر مردم روا می دارند.

- برخی از کارشناسان نظرشان این است که ما سبک زندگی آمریکایی ها را به طور کامل نگرفته ایم و مشکل امروز ما مثل مشکلی است که توکیو 50 سال پیش با تکنولوژی و مدرنیته داشت ، آیا ما باید این را بپذیریم یا بگوییم نه ما به دنبال سنت هایمان هستیم؟

این نکته که ما بخشی را گرفتیم و بخشی را نگرفته ایم و برویم همه را بگیریم غلط است، مثلاً ژاپن درست است که از نظر تکنولوژی پیشرفت کرده اند اما مردمانشان دچار مشکلات اخلاقی هستند، فسادی که درژاپن است اگر بیشتر از آمریکا نباشد کم تر از آن نیست. در ژاپن سیستم همان سرمایه داری است با همه خوبی ها و بدی هایش کاری که باید در ایران اتفاق بیافتد این است که باید اسلام همانگونه که هست بدان توجه شود در حالی که از محصولات تکنولوژی استفاده می شود.ایجاد یک فرهنگی که بر پایه دستورات اسلامی است نشان داده که بهتر جواب می دهدو افرادی که زندگی اسلامی دارند از لحاظ روحی و روانی افراد سالم تری نسبت به دیگران هستند درست است که فرد آمریکایی ممکن است ماشین بهتری سوار شود و در برج زندگی کند اما آن فرد هم مشکلات جدی دارد. در خانواده، در ذهنش مشکلات اخلاقی فراوانی دارد، اما فرد ایرانی این مشکلات را ندارد و این را تجربه نمی کند با اینکه اسلام هنوز ریشه ای نشده ولی تأثیرات خودش را بر مردم گذاشته است.

- آمریکایی ها دچار روزمرگی هستند به نظر شما این خوب است یا نه و اگر بد است راه مقابله با آن چیست؟(چون یکی از اهداف زندگی جهادی فرار از روزمرگی است)

بستگی به تعریف شما از روزمرگی دارد، مثلاً فردی که 12 شب می خوابد و 6 صبح بیدار می شود زندگی امام هم همینطور بود یک ساعت خاص بلند می شد و کار هایش را انجام می داد و نظم خاصی زندگی ایشان داشت ولی امام به روزمرگی نیافتاد چون امام یک هدف داشت که هر روز زندگیش در پی این هدف بود با اینکه نظم داشت زندگیش سیستم خاصی داشت در همین حالی که شما باید یک سیستم زندگی منظمی داشته باشید باید یک هدف هم داشته باشید آن هدف است که شما را متفاوت می کند با آن فردی که هدف ندارد.

- منظور من جهان بینی یک فرد است یعنی مصداق سخن حضرت علی است که:« هر کس که امروزش مثل دیروزش باشد مغضوب است و هر کس که امروزش بدتر از دیروزش باشد ملعون» است اینکه مثلاً یک فردی به دنبال هجرت باشد ؟

من موافق این نیستم که مثلا فردی که کارمند است باید تلاش کند تا مدیر کل شود، بلکه به نظر من هر کس در هر مقامی که هست باید کارش را به خوبی انجام دهد که آمریکایی ها دراین مورد خیلی بهتر از ما هستند .

مثلاً در ایران به جای اینکه کارش را به خوبی انجام بدهد همیشه دنبال این است که به مقام بالاتری دست یابد ولی کار خودش را خوب انجام نمی دهد. به آن مقام هم که می رسد باز هم کارش را به خوبی انجام نمی دهد، چون می خواهد باز هم بالاتر رود این مسئله تمامی ندارد .و این نباید جا بیافتد که همه باید دکتری داشته باشند اشکال ندارد که همه به این سمت بروند ولی مهم این است در همان جایی که هستند کارشان را به درستی انجام بدهند .

بحث هجرت هم بحث خیلی خوبی است و می تواند غیر فیزیکی باشد. مثلاً شمایی که مصاحبه می گیرید فردا اگر مصاحبه می گیرید باید بهتر از این باشد ولی این به این معنا نیست که فردا شما بشوید مدیر مسوول نشریه. یک سیستم خوبی که در آمریکا وجود دارد این است که مثلاً یک خبر نگاری که در کارش موفق است وخیلی هم مشهور است فردا نمی آید بگوید که من می خواهم مسوول شبکه بشوم ؛من خودم مدتی در ایرنا بودم و می دیدم افرادی را که به عنوان خبرنگار مدتی را می رفتند خارج از کشور وقتی که بر می گشتند دیگر حاضر نبودند همان خبر نگار بمانند و می خواستند که رییس شوند یا معاون شوند یا بالاتر روند .

و وقتی هم می گویی چرا؟ بگوید نمی خواهم دچار روزمرگی شوم این صحبت توجیه است به همین علت ما متخصص در این کار ها نداریم چون فردی ثابت در یک مقامی نمی ایستد تا در آن متخصص شود.

یاحق