سبک زندگی جهادی

(سبک زندگی اولین بار دراوائل قرن بیستم در اروپا طرح وبحث شد، البته نمی توان طرح مساله سبک زندگی را به شخص خاصی نسبت داد و حتی اصراری بر این نکته نیست که تعاریف مورد نظراین مقاله همانی باشد که در نگاه اندیشمندان غربی است.اما می توان گفت در تطور تاریخی این نگاه حاکم شده است که "سامان کلی زندگی" بر آن اطلاق شود.طرح این  مساله بیشتر با موضوع مصرف گرائی گره خورده اما به نظر می رسد می توان با اندکی تغییر، بررسی روشهای زندگی که شاخصه گروههای اجتماعی  وتمییزدهنده آنها از یکدیگر هستندراشامل شود.در مبانی اسلام ناب توصیه هائی اکید به روش زیستن جهادی وجود دارد که با بررسی بعضی ازآنها میتوان راه رسیدن به سعادت دنیوی وآخروی را جهادی زیستن دانست.دراین برهه نیازمبرم به شناخت و تربیت انسانهای جهادی از چشم هیچ کس پوشیده نیست...)

مفهوم شناسی

تعاریف سبک زندگی

در مورد سبک زندگی تعابیر متعدد ارائه شده است. به عنوان مثال در یک تعریف "سبک زندگی" الگویی از کنش اجتماعی که تمیز دهنده افراد (ذکایی،1386،23) و گروههای اجتماعی از یکدیگر تعبیر شده است. در این تعریف "الگوی کنش اجتماعی" وجه تمایز دهنده ی این مفهوم با دیگر مفا هیم چون طبقه اجتماعی است . در تعریف دیگری آمده است : "سبک زندگی راه و روش زندگی است، که بیان کننده ایستارها و ارزشهای یک فرد یا یک گروه می باشد"(والت،2002).

سبک زندگی از مفاهیم امروزین علوم اجتماعی است که مورد استفاده بسیاری دارد. بعد از طرح مفهوم سبک زندگی و محبوبیت آن نزد نسل جدید محققان، در مقایسه با مفاهیم قشربندی اجتماعی و طبقه اجتماعی، نقدهای بسیاری برآن وارد شده است. عده ای این مفهوم را مبهم دانسته اند و در مقابل عده ای در دفاع از مفهوم قشربندی اجتماعی مفاهیم اساسی مطرح شده به واسطه مدافعان سبک زندگی از قبیل عادت های مصرف، لباس پوشیدن، غذا خوردن، سخن گفتن، مسافرت رفتن، گذران اوقات فراغت، و ... را ارائه کرده اند (ویلت، سی، 2002).

برخی نیز این گونه تعریف کرده اند: سبک های زندگی رفتارهای عادی روزمره هستند که در قالب عادت لباس پوشیدن، خوردن، محیط های مورد پسند برای تعامل با دیگران، خود را نشان می دهد. اما این رفتارهای عادی روزمره در پرتو ماهیت متغیر شخص در معرض تغییر هستند. هر یک از تصمیمات ریز و درشتی که یک فرد روزانه اتخاذ می کند (اینکه چه بپوشد، چه بخورد،در محل کار چگونه رفتار کند، با چه کسی ملاقات کند) به چنین امور عادی کمک می کند. همه گزینه های اجتماعی عبارتند از تصمیماتی نه تنها در مورد نحوه ی رفتار بلکه راجع به هویت. هر چه محیطی که فرد در آن زندگی می کند "پساسنتی" تر باشد، به همان میزان دغدغه های سبک زندگی در مرکز تشخص فرد قرار می گیرند(گیدنز1991:81).

در ادبیات جامعه شناسی از مفهوم سبک زندگی دو برداشت و دو گونه مفهوم سازی متفاوت به عمل آمده است. در برداشت نخست که سابقه آن به دهه 1920 باز میگردد. سبک زندگی معرف ثروت و موقعیت اجتماعی افراد و غالباً شاخصی برای تعیین طبقه اجتماعی است. در فرمول بندی دوم، سبک زندگی نه راهی برای تعیین طبقه اجتماعی، بلکه شکل اجتماعی نوینی دانسته می شودکه تنها در متن تغییرات فرهنگی مدرنیته و رشد فرهنگ مصرف گرایی معنا می یابد (بوردیو، 1984 و گیدنز، 1991). مفهوم سبک زندگی ابتدا به عنوان شاخصی برای سنجش طبقه اجتماعی وارد جامعه شناسی شد (چاپین 1936 :37 )،اما در تحقیقات بعدی امکان ساختن سبک زندگی برای شناخت طبقات مختلف مورد شک و تردید قرار گرفت (ریزمن، 1967 :125). با گسترش فرهنگ مصرف گرایی مفهوم سبک زندگی بار دیگر به عنوان مفهومی مستقل که نشانگر رویکرد تحلیلی تازه ای به مبحث تمایز اجتماعی است وارد علوم اجتماعی شد و به استفاده از کالاهای مصرفی برای تثبیت هویت ربط داده شد.

انتهای پیام