جهاد، یکی از شاخص های انسانیت است.

(وقتی خداوند -تبارک و تعالی- می خواهد یک انسان را با باطن حقیقی معرفی کند؛ چنین می فرماید: " قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ و أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها و مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِه وَ جِهادٍ في سَبيلِه فتَرَبَّصُوا حَتّي يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِه وَ اللّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ)

جهاد، یکی از شاخص های انسانیت است قرآن کریم در آیه 24 سوره ی "توبه" وقتی خداوندتبارک و تعالی می خواهد یک انسان را با باطن حقیقی معرفی کند؛ چنین می فرماید:

" قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَعَشيرَتُكُمْ و أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها ومَساكِنُ تَرْضَوْنَها أحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِه وَ جِهادٍ في سَبيلِه فتَرَبَّصُوا حَتّي يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِه وَ اللّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ "

"بگو: اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما واموالى كه گرد آورده ايد و تجارتى كه از كسادش بيم ناكيد و سراهايى را كه خوش مى داريد، نزد شما از خدا و پيامبرش و جهاد در راه وى دوست داشتنى تر است، پس منتظرباشيد تا خدا فرمانش را [به اجرا در]آورد. و خداوند گروه فاسقان را راهنمايى نمى كند." این آیه با"قل" شروع میشود. یعنی از تأکید استفاده شده است. "قل" هر جادر قرآن بیاید بعد از خود یک شاه کلید دارد خداوند در این آیه، سنگ محک به انسان میدهد.

اینکه ببینید آیا پدران و پسران، یا هر چیزی که در دنیا به آن تعلق دارید،برایتان مهم است یا خدا و پیامبر(ص) و جهاد؟ اگر این هشت چیز از سه چیز دیگر برایشما با ارزشتر است شما "فاسق" هستید. فاسق یعنی کسی یا موجودی که از مسیر رشد خودمنحرف باشد.

در تعریف این آیه، انسان فاسق نه تنهامحبوبش خداوندواهل بیت(ع) وجهاد نیست؛ بلکه محبوب او همان هشت چیزی است که خداوند فرموده است. جهاد در راه خدامقدمه ای برای رسیدن به معبود است. اگر کسی روح جهاد نداشته باشد؛ این شخص موحدنیست؛ انسان نیست؛ عاشق خداوند تبارک و تعالی نیست.

جهاد غیر جنگ است. جهاد یعنیمبارزه با هر چیزی که سد راه انسانیت است. جهاد مبارزه با دشمن انسانیت است. مبارزهبا موانع رشد حقیقی انسانیت است. جهاد غیر از جنگ و کشور گشایی است. جهاد از یک خواستگاه عالیِ عارفانه و عاشقانه بر می خیزد. جهاد از عشق بر می خیزد. انسان عاشق تمام تلاشش را برای رسیدن به محبوبش می کند. و با هر عاملی که مانع رسیدن او به معشوقش شود مبارزه می کند. جهاد، روی دیگر سکه ی عشق با حق تعالی است. زندگی جهادی مملُو از معنویت و عشق به باری تعالی و اهل بیت(ع) است و این شاخصه اصلی یک زندگی جهادی است. این نوع جهاد، غیر از شهوتِ مبارزه و جنگ و غیر از خوی جنگیدن و درگیری است.

جهاد از عشق به حیات طیبه ناشی می شود. در گروه های غیر مسلمان و کسانی کهاعتقاد به خدای واحد ندارند، کسانی را که قسمت عمده و یا تمام عمرشان را در راه مبارزه گذاشته اند اما به مبارزه آنها جهاد صدق نمی کند؛ داریم. جهاد از یک ایمان به غیب و ایمان به حق تعالی ناشی می شود. فرمانروای قلب یک مجاهد، حضرت باری تعالیاست. زندگی جهادی، زندگی پر از معنویت و عاشقانه است. جهادی باید اهل خلوت و انس باپروردگار باشد. اگر این ها در زندگی جهادی نباشد، اسم جهاد بهانه ای است برایشهوترانیِ شخص.

این شخص دیگر تحت حاکمیت الله مبارزه نمی کند و تحت حاکمیت قوه یواهمه یا غضبیه ی خودش مبارزه می کند. سه چیز باید محبوب باشد. "خدا"، اهل بیت(ع)و "جهاد در راه خدا". این مهم ترین شاخصه ی زندگی جهادی است و چون شخص مجاهد درزندگی جهادیِ خود دارای قید و بند شرعی است؛ هیچ وقت هدف، وسیله را توجیه نمی کند.

زندگی او در چارچوب های خاص است. چارچوب های فکری و شرعی. دشمنان ما این طوری نبودند. خلبانمان اگر می خواست پل ارتباطی دشمن را بزند صبر می کرد و یک دور می زد تا ماشینی که بر روی آن در حال گذر است عبور کند که مبادا یک نفر بی گناه کشته شود. ما در دوران دفاع مقدس به چهار شهر کربلا، نجف، کاظمین و سامرا شلیک نکردیم. خوشرفتاری با اسیر، رعایت اخلاق اسلامی در مبارزات سیاسی، بین المللی، اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی.

اینها خوی جهادگر است و در راه حق می جنگد. نمی تواند با وسیله یباطل به جنگ برود. جنگ او چارچوب و قاعده دارد.

مجاهد با هیچ کس عُقده شخصی ندارد وبا عصبیت و عصبانیت به جهاد نمیرود و تمام خشونت و زور خود را در برابر ائمه کفرخرج می کند.

چون ملاک شخص در زندگی جهادی رسیدن به الله است و حب خدا و اهل بیت(ع)را چراغ راه خود قرار می دهد، از دست ندادن محبوب برای او مهم است. مهم است و ایندر قاعده عاشق و معشوقی یک اصل است که عاشق و محب، خودش و آنچه را که به آن تعلقدارد را فدای معشوق کند.

همانطور که در آیه 24 سوره ی "توبه" گفته شد؛ مجاهد درزندگی جهادی تعادل دارد. نسبت به خانواده و انسان های اطرافش نهایتِ علاقه را دارد؛ولی نه بیش از خدا. شخصِ جهادی، هر لحظه به فکر آماده نگه داشتن خودش است. آمادگیدر مقابل هر هجوم و هجمه ای.

و هر لحظه آماده است تا نه تنها جان خود، بلکه تمام تعلقاتی را که به آن دارد فدا کند. ما مدام در زیارات و ادعیه مختلف داریم این مطلبرا اعلام می کنیم: "بأبی أنت و اُمی و نفسی و أهلی و مالی" پدر و مادرم و جانم وهمه چیزم فدای شما. شخص جهادی را تعلقات دنیا آلوده نمیکند. غیرازاین شد،آن فرد دیگر جهادی نیست. و به تعبیر مقام معظم رهبری:« اگر گرفتارِ دنیا شد، دیگر نمیتواند بگوید اهل مبارزه هستم». برای مجاهد، اموال، شغل و تجارت و خانه ها جدای ازروابط انسانی اصالت ندارد.

او گرفتار حب و بغض های شخصی نمی شود. این طور نیست که به خاطر پدر، برادر، فرزند، همسر،یا قوم و خویشش دست از جهاد و مبارزه بردارد؛ یابه اصولِ جهاد و مبارزه خیانت کند. آفت بزرگی که ما در میان جهادگران نزدیکِ پیامبر(ص) و ائمه(ع)، از بدو اسلام تا کنون، دیده ایم؛ این است که در پاره ای ازموارد به خصوص، بعد از پیروزی ها و موفقیتها یی که موقتاً حاصل شده، تعصب های خویشاوندی و قومی و قبیله ای و خانوادگی آنها را از مسیر جهاد باز داشته و باعثشده شخص با مصالح نظام بازی کند. گرایش های قومی و قبیله ای و گرایش های حزبی باروح جهاد سازگاری ندارد.

چقدر از کسانی که جزو پیش کسوتان جهاد و خون بودند؛ سراغداریم که به خاطر این نوع دلبستگی ها با نظام مقدس جمهوری اسلامی و با اصل جهاد رودررو شدند.

دست از انجام وظیفه شان برداشتند و مسیر مبازره را منحرف کردند. چون این تعلق ها را داشتند دچار فسق شدند. به جای اینکه محبوبشان اهل بیت و جهاد باشد؛چیز دیگری غیر از اینها بود و حاضر شدند به خاطر آن چیز، مسیر مبارزه را یا منحرف کنند؛ یا دست از مبازره بردارند. همان بلایی که سر اصحاب پیغمبر(ص) بعد از ایشان آمدکه به خاطر دنیا در مقابل امامت ائمه(ع) و اسلام ایستادند. در دوران 30 سال انقلابِ خودمان هم نمونه هایی را می بینیم. اینشاخص،ازمهمترین شاخص های زندگیِ جهادی است. در دعای دوم صحیفه ی سجادیه می بینید که امام سجاد(ع)، درباره ی نبی اکرم(ص) می فرماید: «او به خاطر تو از تمام فامیلش برید و با آنها به جهاد پرداخت ونزدیکترین افراد به خودش را طرد کرد و با دورترین افراد، به خاطر تو، پیوند کرد.

« این یعنی زندگی جهادی. یعنی خانواده بازی، حزب و فامیل بازی در خانواده جهادی معنایی ندارد.

شاخص دیگرِ زندگی جهادی، آمادگی برای سختی ها است. زندگی جهادی زندگی مرفه نیست. زندگی جهادی پر از مشقت و سختی است. اما نه به این معنا که آدم گرسنه وفقیر بماند. بلکه به ثروت و امکانات به طور مشروع و مشروط نگاه کند. به فرموده امام(ره): «مجاهد در زندگی غمخوار همه مستضعفان و مظلومان جهان است» .

پس زندگی جهادی تن پرو و عافیت طلب نیست.

شخص می تواند رشد اقتصادی و تحصیلی و اجتماعی داشته باشد، اما دلبستگی ندارد و در این راه چه بسا هجرت کند. طعنه ها و فحش ها را تحمل کند. طبق فرمایش قرآن خصوصیت جهادی این است که از ملامت هیچ ملامت کننده ای هراس نداشته باشد.

از شاخص های دیگر جهادی این است که چون جهاد گر برای پیاده کردن احکام الهی تلاش می کند؛ خودش اولین کسی است که به آن احکام عمل میکند.

جهادگر، احکام واخلاقیات را ضایع نمی کند. لذا جهادگر بهترین فرد در نماز خواندن، نماز جماعت رفتن،روابط زنا شویی، تربیت فرزند و معاشرت است. اگر یک نفر روحِ جهاد داشته باشد؛ جهاد،در باطن و روح او سرشار است و باید آن عشق و عقیده ای که در دلش دارد به خانواده ی خود هم بدهد. اگر ما بخواهیم، خانواده و دیگران، یک عقیده راسخ جهادی داشته باشند؛باید آنها را با حقیقت و باطن جهاد آشنا کنیم. و با نرم خویی و آرامش و اخلاقِ خوش،باورهای خود را به خانواده ی خود انتقال دهیم و این خوراک در ظرف محبت به خانواده واطرافیان خود دهیم.

اما اینکه چطور همسری را برای خودتان انتخاب کنید تا در مسیرجهادی شما را همراهی کند؛ باید به انتخاب خود دقت کنید و این را در سی دی سخنرانی انتخاب همسر توضیح داده ایم.

شخصِ جهادی باید در همان جلسات اول خواستگاری تمام اصول و باور های خودش را به طرف مقابل بگوید. مثل عزیزان پاسدار و بسیجیِ ما که وقتی خواستگاری می رفتند می گفتند: ما پاسدار هستیم؛

یا در خانم ها دخترانی هستندکه به عقیده ی طرف مقابل و سنخیت و باورهایش توجه ویژه ای دارند. در خانوادهای جهادی، معنویت و عشقِ خدا و اهل بیت(ع) متبلور است و مبنا، عشق به باری تعالی وارزشها است.

در خانواده جهادی تغذیه هم مهم است. حال خانواده هایی هستند که جهادی نیستند؛ اما ضد دین و خدا هم نیستند. فرهنگی غربی دارند و تعلقات دنیایی آنها را دربر گرفته.

طبق فرمایش قرآن در آیه 24 سوره "توبه" آن هشت چیز دنیا را بر سه چیزدیگر ترجیح می دهند.

خانواده جهادی ملاکش اول آن سه چیز (خدا، اهل بیت(ع) و جهاد است؛ بعد هشت چیز دیگر. هیچ شخصیتی مثل امام(ره) این توفیق را نداشته است که چنین تأثیراتی را بگذارد. همانطور که امام(ره) می فرماید: که ملت الان ایران از ملت عصررسول خدا در حجاز و از ملت عراق در عصر امیرالمؤمنین بالاتر است.

این نشان از همان تأثیراتی است که امام(ره) گذاشته است. شاید، کره زمین حداقل از حضرت آدم به این طرف شاهد رشد و ظهور این همه ولی خدا و جهادگر نبوده است.

صدها هزار شهید داشته باشد ومیلیون ها شهید زنده داشته باشد. وقتی مردم در مناسبت های گوناگون این همه شعار میدهند که

"ای رهبر آزاده، آماده ایم آماده"

و مثلاً

"این همه لشکر آمده، به عشق رهبرآماده"

آینه ی همان تأثیری است که انقلاب و امام(ره) گذاشته است.

با توجه به آیه ی 24 سوره "توبه"، محور کار جهادی امام زمان(ع) است.

چون تبلور وجود اهل بیت در امامزمان(عج) است.

مجاهد باید به طرف زمینه سازی و آماده کردن شرایط ظهور پیش رود.

وهمین نکته نشان می دهد که امام زمان(عج)، روح جهاد است.

گفتاری از: استاد محمدشجاعی،استاد حوزه و دانشگاه

پایان پیام