پیر غلامان جهادی

پیر غلامان جهادی

محمد علی همایونی، سال 1321،در همدان در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد.خانه ی پدریشان محل آمد و رفت علما و انقلابیون همدان بود.با تبعید آیت الله مدنی در سال 1338 به این شهر،سنگر خوبی برای جوانان به وجود آمد تا در پناه رهنمود های این عالم بزرگوار راه انقلاب و اسلام را سریع تر طی کنند و آقای همایونی جزء همین جوانانی بود که گرد شمع وجود این عالم مبارز جمع شدند.

سال 1346 برای زیارت کربلا عازم عراق شد و در این سفرِ دو ماهه،به خدمت امام مشرف شدند.

سال 1350 از دانشگاه رشت در رشته ی مدیریت بازرگانی فارق التحصیل شد و در وزارت تعاون و امور روستاها مشغول به کار شد.

این سابقه ی کار ،برای او تجربیات زیادی را فراهم ساخت که بعداً در راه پیشبرد اهداف انقلاب از آن استفاده نمود.

از لحظه ی پیروزی انقلاب خود را وقف جهاد سازندگی نمود و امروز پس از گذشت 68سال از عمر شریفشان و پس از سن بازنشستگی ،هنوز سنگر را خالی نکرده و به بازنشستگان جهاد خدمات ارزنده ای ارائه می نماید.

 

  • در مورد ماهيت انقلاب و جهاد چه نظري داريد؟

هر چیز یک اصل و فرع و به زبان بهتر ، جوهر یا عرضی دارد.

کودتا و انقلاب دو کلمه در راستای تغییر حکومت هستند. در کودتا حکومت از شخصی به شخص دیگر انتقال می یابد که در همان راستا حکومت می کند.

انقلاب با ماهیت و جوهر حکومت سروکار دارد. یعنی شخص یا اشخاصي که انقلاب می کنند با هدف های حاکم قبل مشکل دارند و می خواهند آن هدف­ها را تغییر دهند. حکومت امام(ره)، انقلاب و هدف از این انقلاب اصلاح امور بود. در تاریخ از امام(ره) به عنوان مصلح یاد می­ كنند.

در راستای همین اصلاح، مبحث سازندگی مطرح شد که جوهر اصلاح بود و پایان هم نداشت. امام (ره) هیچ­گاه به دنبال جنگ نبودند و برای حکومت خود فقط به اصلاح امور می­اندیشیدند. اگر این موضوع كه جوهر انقلاب، سازندگی در ابعاد مختلف است را بپذیریم؛ پس جهاد سازندگی یک ارگان انقلابی و داراي ابعاد مختلف مانند: عمرانی، فکری و اخلاقی بود.

امام(ره) می خواستند به وسیله جهاد سازندگی اصلاح را به وجود آورند؛ که عارضه ای به نام جنگ براي انقلاب به وجود آمد.

مثل بیماری که برای بدن به وجود می آید. این بیماری از خود بدن نیست و بر آن عارض مي­ شود. پس موضوع و هدف جنگ نبود. موضوعِ انقلاب، سازندگی بود که مسايلی بر آن عارض شد و چاره ای جز دفع آنها نبود. سپاه، برای دفع این عارضه به وجود آمد. زمانی که این عارضه -یعنی جنگ- دفع شد؛ افراد سپاه نیز به همان هدف که سازندگی بود بازگشتند و بسیج سازندگی را به وجود آوردند.

 مصلحيني كه به دنبال اصلاح هستند؛ هرچه جايگاه و درجه ايمانشان به خدا بالاتر باشد، قدرت و هدف اصلاح هم در آنها بالاتر است. مثل اینکه ما در فکر اصلاح خودمان هستیم، امام(ره) در اندیشه اصلاح دنیا بود و علی (ع) در اندیشه اصلاح خلقت بودند. هر چه انسان و روح انسان بزرگتر باشد و جوهر بهتر داشته باشد؛ مأموریت مهمتری به وی داده می شود. عده­ای از انسان ها ایدئوژی الهی دارند؛ اینان مردان الهی هستند که روحیه سازندگی آنها قوی و جوهر وجودیشان غنی است.

امام خمینی(ره) روحیه سازندگی بالایی داشتند و می دانستند چه جاهایی نیاز به سازندگی دارد. و پیش از اینکه جهاد به صورت رسمی اعلام شود، توسط کسانی که همفکر امام (ره) بودند؛ ساخته شده بود.

در 22­بهمن سال 57 که انقلاب پیروز شد، ما 23 بهمن، در همدان، به خدمت حضرت آیت ا.. شهید مدنی رسیدیم و ایشان گفتند: حالا که پیروزی حاصل شده است و هنوز زد و خورد وجود دارد، باید به مردم رسیدگی کرد.

در صورتی که جهاد رسماً در خرداد 58 اعلام شد، این سخن شهید مدنی در بهمن 57 نشان داد که جهاد از قبل پایه ریزی شده بود.

ستادی براي راه­انداختن كار مردم تشكيل داديم. در همدان، به دستور آقای مدنی هتلي به نام "بوعلي" را که برای اشرافِ زمان شاه بود گرفتیم و از اتاق­هاي آن براي كارهاي دولت استفاده کردیم.

هر اتاق به یک تشکل تخصیص یافت: کیمته سازندگی، کمیته بهداشت، کمیته فنی و... که بعدها جهاد سازندگی دارای این تشکل ها شد و برای هر تشکل یک مسئول انتخاب كردند و من هم مدیر روابط عمومی شدم.

در جاهای دیگر نیز افرادي که همفکر شهید مدنی بودند؛ همين کار را کردند. در یزد حضرت آیت ا... صدوقی همین کار را انجام دادند. در آن زمان کسی منتظر فرمان نبود. ماهیت اسلام سازندگی است و حالا که حکومت به دست اسلام افتاده بود، دیگر نیازی به فرمان کسی نبود. شهید مدنی و امثال او خواهان سازندگی و آباد شدن کشورشان بودند و به همین دلیل حرکت خود را آغاز کردند.

در خرداد 58 عده ای از دانشجویان که اطراف شهید بهشتی(ره) بودند، خدمت امام(ره) رفتند و درخواست كردند کار خود را به صورت رسمی شروع کنند. در این زمان امام(ره) دستور تأسیس نهاد جهاد سازندگی را دادند.

  • شما زمانی که به صورت غیر رسمی شروع به کار در جهاد کردید، بیشتر روی چه زمینه ای تمرکز داشتید؛ یا به عبارت دیگر در آن 6 ماه چه اتفاقی افتاد؟ و چه کارهایی کردید؟

کار من در سازندگی از چند روز پس از پیروزی انقلاب شروع شد. کارهای آن زمان ما چند ویژگی داشت. یکی این بود؛ که برای کارِ خود مرزی قايل نبودیم. در هر جا که سازندگی نیاز بود؛ حضور پیدا می کردیم. محدودیت مکانی و زمانی به هیچ عنوان وجود نداشت. شب و روز کار می کردیم؛ وبه این که چه زمانی شروع به کار کنیم اهمیت نمی دادیم. براي ما فقط انجام کار مهم بود.

بهتر است بپرسيد در آن زمان چه کار نمی کردید. فقط کسانی می توانند این موضوع را درک کنند که در آن زمان در کنارِ ما بودند و شرايط را می دیدند.

جاده روستاها در آن زمان عموماً خاکی و مال رو بود. روستاها نه برق داشتند؛ نه آب آشامیدنی. آبی هم که در دسترس قرار داشت آلوده بود. وسایل استحمام بهداشتی هم نداشتند. جایی با عنوان خزینه بود که آب آن سالی دوبار تعویض می شد. روستاییان عموماً بیمار بودند. مدرسه وجود نداشت. و مردم روستا تمام تولید خود را به خان هایی که در آن زمان حضور داشتند می دادند. خان ها هر چند وقت یک بار به روستاها می آمدند؛ روستاييان را قلع و قمع می کردند و محصولات را جمع آوری كرده و با خود می بردند.

زمانی که ما كار را در جهاد به صورت رسمی شروع کردیم، امام(ره) از ما خواستند که در هر شهر ستادی با این عنوان نداشته باشیم.

 به همين دليل ستاد را در قالبی کوچک تر بین بخش ها تقسیم کرده و در هر بخش اردو زدیم. در روستایی با نام "خنجین قهاوند" و "تجرک" اردو زدیم. "تجرک" در جاده همدان به ساوه بود؛ و در آن اردوي کمیته بهداشت و فنی قرارداشت و همه­ی تجهیزات را در آن قرار داده بودیم. مثلاً پزشکان دو روز شهر بودند و سپس دو ماه به اردو فرستاده مي­شدند.

زماني در روستاها آن­چنان برف باریده بود که اردوها به آنجا دسترسي نداشتند. با هر وسیله ای که بود- بیل و کلنگ، تراکتور و...- راه را باز کردیم. نزدیک غروب كه به تجرک رسيديم؛ نزدیک بود تلف شویم. اهالی روستا می گفتند: اگر زنی قبلاً در این فصل زایمان می کرد، بچه که حتماً می مرد. گاهي مادر هم تلف می شد. به دليل اینکه تمام راه­های ارتباطی روستا قطع می شد و هیچ امکاناتی هم برای درمان نبود؛ و این اولین سالی است كه در روستا نوزادی سالم متولد مي­شود.

این کارها را نه براي پول و نه به بهای چیز مادی دیگری انجام می داديم. در همان زمان افراد جهاد سازندگی برای روستا ها حمام و دستشویی می ساختند. به صورتی که ما هر چه می بینیم، تقریباً دسترنج آن زمان کارکنان جهاد سازندگی است.

مسئولیت جهاد فرهنگی انقلاب را به شهید بهشتی سپردند. خودمان چیزی نداشتیم و تمام وسایل، از مصادره هایی که انجام می دادیم تأمین می شد. در زمان شاه پیشاهنگی وجود داشت. زمانی که ما این پیشاهنگی را منحل کردیم، هر چیزی -از بیل، کلنگ و...- در آنجا بود به مصادره خود در آوردیم.

مکان آن را هم به فعاليت­هاي خود اختصاص داديم. کارخانه­هایی را که مالکین آنها به خارج از کشور فرار کرده بودند، شناسایی کرده و اموال آنها را مصادره می کردیم. پول لازم برای انجام کارها را هم از خیرینی كه برای انجام این کارها پول می پرداختند، مي­گرفتيم. مرحوم بهشتی این موضوع را در شورای انقلاب مطرح كرد، ولی مرحوم بازرگان گفته بود:"پول را باید دست کسی بسپاریم که بتواند از آن درست استفاده کند، دانشجوهایی که شما می خواهید به آنها پول بدهید، نمی توانند آن­را نگه دارند و میزان زیادی از آن­را نابود می­کنند." شهید بهشتی فرموده بودند:" ما در ازای این پولی که از نظر شما نابود مي­شود، انسان می سازیم و به دانشجو برای انجام کار اعتماد به نفس می دهیم. می فرمودند:" مثلاً 70 هزار تومان پول را دور می ریزیم، در عوض به دانشجو جرأت می دهیم که نقشه بکشد."

و اين تحقق یافت. دانشجویان با توجه به آنچه در دانشگاه آموخته بودند و به تقلید از سیلوی گرگان -که اولین سیلوی ایران بود- در مدت کمی توانستند سیلوی رشت و چندین سیلوی دیگر در تمام ایران را بسازند.

امام (ره) آمده بودند که سازندگی کنند و انسان بسازند؛ انسان آزاد، مستقل و مومن.

در فرمایشاتشان هم داشتند:«که به فکر ساختن خودتان هم باشید».

دانشجویان در همه ی زمینه ها -راه سازی، بهداشت و درمان، ساختمان و...- فعالیت می کردند. حتی در کارهای فرهنگی نیز مداخله داشتند. تا جایی که حتی در کمیته فرهنگی – كه در زمان جنگ تأسيس شده بود- هم رأس کارها با اعضای جهاد بود. و مردم روستا به­وسیله­ی اعضای جهاد، کمک های خود را به جبهه­ ها می رساندند.

  • فرهنگ جهاد در بین اعضای جهاد سازندگی چگونه بود، چه مبنایی داشتند و این مبانی از کجا تأمین می شد؟

 پایه های فکری اعضای جهاد را افشای هویت رژیم شاه، و ساختن حکومت بر اساس دیدگاه امام(ره) به وجود آورد.

امام (ره) می فرمودند:« آنچه که اسلام بر عهده­ی ما نهاده است؛ بیدار کردن مردم است» ايشان با ترور و خشونت میانه ای نداشتند و می گفتند: ما فقط باید راه را به مردم نشان دهیم و تصمیم گیری با خود آنهاست که چه کاری انجام دهند.

در مشهد، پیش آقای میزانی که یکی از انقلابیون بود رفتیم. ایشان هم همان سخن امام(ره) را تکرار کردند و گفتند: تمام زندان رفتن­ها، شکنجه ها و بلاهایی که بر سرِ ما آوردند، فقط به خاطر آگاه کردن مردم بود. ما باید شیوه ی زندگی کردن با فرهنگ اسلام را برای مردم جا بیاندازیم.

مبانی انقلاب را از بیانات امام(ره) در اعلامیه ها و آیت­ الله­ هاي آن زمان و نهایتاً از قرآن دریافت می کردیم.

  • آیا قبل از اینکه جهاد  سازندگی به وجود آید، شما مفهوم جهاد در ذهنتان بود؛ یا اینکه به عنوان خدمت به خلق خدا این فعالیت ها را انجام می دادید؟

نه، چیزی با مفهوم جهاد وجود نداشت. ما می گفتیم: حکومت پیروز شده و باید محرومیت­زدایی کرد. اینکه چیزی با عنوان جهاد وجود داشته باشد؛ نبود. تنها این مطرح بود که بعد از پیروزی انقلاب باید به مردم از نظر عمراني، فكري و ... رسیدگی کرد و انجام اين كارها سليقه­ اي و با هدف كمك به خلق بود.

هدف انقلاب محرومیت زدايي و ترویج اسلام و پیاده کردن عدل و قسط در جامعه است.

  • شما در زمانی که امام(ره)  فرمان جهاد سازندکی را اعلام کردند(در خرداد 58)؛ در تهران حضور داشتید یا همدان. و اینکه بعد از این فرمان چه مدت زمان در همدان فعالیت کردید و چه وقت به تهران آمدید؟

در خرداد 58 که فرمان امام(ره) صادر شد؛ به دليل مشغله زياد در همدان بودم. در آن زمان نماینده دادگاه انقلاب بودم. باید به پرونده ی افراد مفسدي كه دستگير شده بودند رسيدگي مي­شد.

زمانی که امام (ره) فرمودند جهاد افتتاح شود؛ آیت ا...مدنی بنده را به عنوان مسئول جهاد انتخاب کردند. من تا اواسط سال 61 در همدان بودم. آنجا در شورای فرماندهی سپاه نیز فعالیت داشتم تا اینکه در سال 61 مسئولیت شورای مرکزی جهاد سازندگی را بر عهده گرفتم. به تهران آمدم. حدود 6 ماه در آنجا فعالیت داشتم كه خبر دادند می خواهند جهاد را وزارت کنند(­سال 62 یا 63 بود).

زمانی که جهاد وزارتخانه شد؛ من را به عنوان رابط امور مجلس و جهاد انتخاب کردند و جهاد و مجلس محل رفت و آمد من شد. تا سال 70 در این سمت باقی ماندم. بعد از آن سمت مشاور وزیر و مدير رسیدگی به شکایات را بر عهده گرفتم. مدت سه سال هم نماینده ولی فقیه در جهاد بودم. بعد مدیر کل تخلفات اداری جهاد کل کشور شدم؛ تا اینکه سابقه کاری­ام کامل شد و بازنشست شدم.

  • یک نقطه عطف در این جا وجود دارد. آن هم زماني كه جهاد سازندگی به وزارت جهاد تبدیل شد. نظر اعضا در این تغییر چه بود. موافق و یا مخالفت آنها چگونه بود؟

امام(ره) با اینکه جهاد وزارت شود مخالف، و از این امر ناراحت بودند. به نظر من نمایندگان مجلس عامل این كار شدند و این کار را برای رسیدن به اهداف و منافع­شان انجام دادند. البته گروهی هم در مجلس بودند که عليرغم نفع خودشان مخالف این طرح بودند.

جهاد شورای هماهنگی و برنامه­ريزي داشت و خودش مستقل تصمیم مي­گرفت. دليل تلاش براي وزارتخانه شدن جهاد اين بود كه اين استقلال را از جهاد بگيرند. آن­ها مي­خواستند جهاد هم مثل ديگر ادارات تشكل رسمي پيدا كند تا بتوانند بر آن اعمال نفوذ كنند و آن­ را تحت كنترل داشته باشند و به جاي آن تصميم بگيرند.

نظر ما این بود که روستاها را یکی یکی به وضعيت مطلوب نزديك كنيم. مثلاً اگر روستایی آب و جاده داشت ولی حمام نداشت و روستایی دیگر هیچ­یک از این امکانات را نداشت، براي آن روستا حداقل امكانات را فراهم كنيم كه نمايندگان مجلس اين را نمي­پسنديدند.آنها ترجيح مي­دادند به روستايي كه داراي جمعيت بيشتري است، خدمت­رساني كنندتا بتوانند از آنجا رأي بيشتري به دست آورند و اين با ملاك اسلام و اصول انقلاب مغاير بود.

به ما هم فشار مي­آوردند كه در چنين روستاهايي امكانات ايجاد كنيم. ما هم قبول نمي­كرديم و همين باعث اختلاف مي­شد.آنها به دنبال نفوذ در روستا براي جمع كردن رأي بودند و ما به دنبال خدمت به مردم محروم.

بنابراين نمايندگان مجلس وقت براي ارضاء خواسته هاي خودشان، جهاد را تبديل به وزارتخانه کردند.

  • بحث اینکه وزارت کشاورزی با جهاد ادغام شد چه بود؟

ما تصمیم گرفتیم وزارت کشاورزی را که با ما در یک موزات حرکت می کرد، در خود ادغام کنیم. ما بحث توسعه روستا را به میان آوردیم. مي­خواستیم که روستا در هر جهت خود کفا باشد و به مركز توليد تبديل شود. این موضوع را برای رأی گیری به مجلس بردیم. اكثريت مجلس موافق بودند. مخالفان طرح خواستند نظر نماينده ولي فقيه در جهاد را هم بدانند که ایشان ابراز مخالفت کردند و گفتند: ما از ابتدا با وزارت خانه شدن جهاد مخالف بودیم. جهاد، باید در جامعه حکم آچار فرانسه را داشته باشد و هر جا که مردم به کمک احتیاج داشتند به كمك بشتابد. در نتيجه اين طرح تصويب نشد.

خدمت امام(ره) رفتیم تا راه حلی پیشه کنند. ایشان به ما فرمودند: یک سری از کارهای وزارت کشاورزی از جمله دام و شیلات را به عهده بگیرید و این کار انجام شد.

در مرحله بعد طرح ادغام جهاد در کشاورزی- در دولت آقاي خاتمي- مطرح شد. اين ادغام صورت گرفت و به يكي از آفت­هاي انقلاب تبديل شد و پس از اين مرحله جهاد سير نزولي طي كرد.

  • ریشه ی بحث ادغام چه بود؟ چه اتفاقی افتاد که به فکر ادغام افتادند؟

بحث ادغام بايد از چند جنبه مورد بررسی قرار گیرد. اول اینکه در چه زمانی این عمل صورت گرفت. و دیگر اينكه افرادی که به دنبال ادغام بودند چه کسانی اند و در چه موقعیتی قرار دارند.

آن کسانی که موافق نبودند ارگان جدیدی در انقلاب اسلامی شکل بگیرد- به خصوص ليبرال­ها-، اولین نقش را داشتند. چه افراد متدین و چه افرادی که به اصول دین پایبندی نداشتند.

جنگ كه رخ داد، جهاد را تقویت کرد. ولی نظر لیبرال ها اين بود كه جهاد نباید باشد. آنها بر این عقیده بودند که اگر کشاورزی جای خود را به جهاد بدهد و سپاه جایگزین ارتش شود و آدم­هایی باشند که فقط از دستورات امام(ره) پیروی کنند، دیگر جایی برای فعالیت ضد انقلاب نمی ماند.در جهاد هم که یک ارگان نو پا بود. مسلماً اشتباهاتی به وجود می آمد که خارجی ها این اشتباهات را بزرگ می کردند و وجه جهاد را در جامعه بد نشان مي­دادند. کسانی که موافق جهاد بودند، یا از قشر عادی جامعه بودند يا کسانی که حقیقتاً انقلابی فکر می کردند.

زمانی که جهاد به وزراتخانه تبدیل شد، عده ای می خواستند تصمیماتی که مجلس مي­گیرد را عملی کنند و عده ای دیگر با این امر مخالف بودند و دیگر آن وحدت سابق وجود نداشت.

این­ها بهانه­هایی بود که برای ادغام جهاد آوردند ولي هدف اصلي از این ادغام، از بین بردن پایه های انقلاب و تضعیف آن بود.

  • چه توصیه ای برای جهادی های امروز  دارید؟

اولین توصیه من اراده است. اگر عده ای براي انجام كاري اراده کنند، هرقدر هم که تعداد، کم باشد؛ می توانند به هدف برسند و این اراده باید تا پای جان باشد. تبدیل کردن جهاد امروز-که ضعیف است- به جهاد اولیه، به ایمانی محکم نیاز دارد و خدا نیز به آن­ها کمک می کند. بايد اين نكته را مدنظر داشته باشيم كه اگر خيلي چيزها را از دست داديم به دليل كفران نعمت خودمان بود.

  • برای اردوهای جهادی امروز چه توصیه ای دارید؟

داشتن اخلاص در کارها. مثلاً اگر جایی را می سازند به خاطر اینکه خدا این کار را دوست دارد انجام دهند و با این نیت کار کنند. و همزمان با آن خود را نیز بسازند. به قول یکی از بزرگان که می گفت: نمی شود ما بگوییم روز برای خدا و مردم کار می کنیم ولی شب اهل مناجات نباشیم، چون مناجات لازمه ی کار کردن برای خداست.

  • به نظر شما امروز چه نوع حرکت جهادی لازم است؟

جهاد برای وحدت فکر و عقیده. ما باید جهاد کنیم که فکرها و افراد دور هم جمع شوند و دودستگی نابود شود.

انتهای متن