نظر امام علی (ع) درباره سير برزخ/ چه کسی می تواند در دنیا عالم برزخ را درک کند

بر اساس نهج البلاغه، حضرت علی (ع) درباره آيه شریفه "رجال لاتلهيهم تجارة و لابيع عن ذكر الله" بیانی دارد که در آن خصوصيات اهل ذكر و رجال الهي را كه در آيه شريفه مذکور آمده، مورد اشاره قرار می دهد و مي فرمايد: وأن للذكرلاهلا أخذوه من الدنيا بدلا قلم تشغلهم تجارة و لابيع عنه؛ براي ذکر و ياد خدا، اهلي است كه عوض دنيا و روي آوردن به آن، ياد خدا را اخذ نموده و به ياد او پرداخته اند و چنان به ذكر او روي آورده اند كه تجارت و خريد و داد و ستدهاي دنيا آنان را مشغول نمي كند و از ياد خدا باز نمي دارد.

سپس حضرت به بيان پاره اي از اوصاف اهل ذكر پرداخته و بعد از آن به بعضي كمالات وجودي آنان اشاره مي فرمايد. يعني موضوع ارتفاع حجب و مكشوف شدن عوالم غيب از براي آنان را با وضوح كامل، و در عين حال توام با اشارتها و نكته ها توضيح مي فرمايد.

به نظر مي آيد كه با دقت و تامل عميق و با تدبر در جملات و تعبيرات اين بيان هيچگونه شبهه اي در اين مسئله بقي نمي ماند كه عده اي از انسانها در همين زندگاني دنيوي عوالم برزخ و يا عوالم بالاتر از آنها را سير نموده و مي گذرند و آنچه براي عامه مردم بعد از مرگ و در حشر و مواقف آن پيش خواهد آمد براي آنان در همين دنيا پيش مي آيد، و عوالمي را كه ديگران بعد از مرگ و در قيامت طي مي كنند اینها قبل ازمرگ و قبل از قيامت طي نموده و در عوالم قرب قرار مي گيرند و در نتيجه، اين عده بعد از مرگ و انتقال از دنيا در همان عالمي قرار مي گيرند كه در دنيا در آن بودند و وضع آنان غير از وضع عامه مردم است.

حال در بيان آن حضرت دقت مي كنيم. ایشان مي فرمايد؛ فكانما قطعوا الدنيا الي الاخرةو هم فيها فشاهدوا ماوراء ذلك، فكانما اطلعوا غيوب أهل البرزخ في طول الاقال فيه،و حققت القيامة عليهم عداتها، فكشفوا غطاء ذلك لاهل الدنيا حتي كانهم يرون ما لايري الناس، و يسمعون مالا يسمعون؛ اهل ذكر و رجال الهي در مقام و منزلتي هستند كه گویی دنيا را به آخر رسانيده و پشت سر گذاشته اند و وارد آخرت شده و درآنجا مي باشند و آنچه را كه درآنجا است مي بينند. پس مثل اينكه به حقايق پنهان و محجوب برزخ در طول اقامت خود در آن اطلاع حاصل كرده اند و قيامت وعده هاي خود را براي آنان تحقق بخشيده است. پس براي اهل دنيا ازآنچه مي بينند پرده برداشته و خبر مي دهند،به نحوي كه همانا آنان مي بينند چيزي را كه مردم نمي بينند و مي شنوند چيزي را كه مردم نمي شنوند.

تعبيراتي كه در اين بيان وجود دارد، تعبيرات به خصوصي است. از تعبير"فكانما"همان نكته اي كه قبلا به آن اشاره شد استفاده مي شود. از جمله "اطّلعوا غيوب اهل البرزخ في طول الاقامة فيه" با وضوح كامل اين حقيقت بر مي آيد كه آنان به غيوب اهل برزخ و به مسائل پوشيده برزخيان اطلاع و آگاهي كامل دارند، آن هم به نحوي كه گويا در بزرخ مدتها اقامت داشته و در آن سير مي نموده اند و علاوه بر اين، از اين جمله مي توان اين حقيقت را هم استفاده نمود كه آنان برزخ را سير نموده و پشت سر گذاشته و ازآن گذشته اند.

از جمله "و حققت القيامة عليهم عداتها" اين چنين استفاده مي شود كه قيامت و عده هاي خود را براي آنان پيش آورده و تحقق بخشيده و ارائه نموده است. از تعبير"حتي كانهم يرون ما لايري الناس و يسمعون ما لايسمعون" به خوبي بر مي آيد كه آنان گویی مي بينند و مي شنوند آنچه را كه عامه مردم آن را نمي بينند و نمي شنوند؛ أو من كان ميتا فاحييناه و جعلنا له نورا يمشي به في الناس كمن مثله في الظلمات ليس به خارج منها. (آيه 122 سوره انعام)

نتيجه اينكه از اين بيان هم با كمال وضوح مسئله گذر از برازخ در دنيا براي عده اي از انسانها كه اهل ذكر و رجال الهي هستند استفاده مي شود. اينكه مسئله گذر از برازخ در دنيا از اين بيان استفاده مي شود به جهت اين است كع بحث در اصل در همين موضوع است.و الا از متن اين بيان اين حقيقت استفاده مي گردد كه اينها نه تنها برازخ را در دنيا سير كرده اند بلكه حشر و مواقف آن را نيز در همين زندگي دنيوي ديده اند. زيرا كه مي فرمايد؛ وحقّقت القيامةعليهم عداتها.