دغل بازی اموی سیاست بود و مصلحت حسنی بی تدبیری!!

محمدحسین رجبی دوانی کارشناس و محقق تاریخ اسلام با تبیین ابعاد شخصیتی امام حسن مجتبی علیه السلام   گفت: حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام مانند همه امامان از نظر هر نوع فضیلت مادی و معنوی سرآمد همه افراد و انسانهای زمان خود بود چرا که براساس اعتقاد شیعه، امامان در عصر خود برترین ها در هر زمینه ای هستند و یکی از این ابعاد، شجاعت و کیاست حضرت است.

 

وی تصریح کرد: هنگامی که می بینیم فردی مانند حضرت عباس علیه السلام فرزند امیرالمومنین از مادری غیر از حضرت زهرا سلام الله علیها که شجاعترین زن خلق شده بر روی زمین است، چنان شجاعتی از خود نشان می دهد شجاعت فرزندان حضرت علی علیه السلام از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها با آن کمالات و فضایل که جای خود دارد و قابل وصف و توصیف نیست. اما شاید شرایط به گونه ای رقم نخورد که حضرت مجتبی علیه السلام شجاعت خویش را به منصه ظهور برساند. با این وجود نمونه های تاریخی وجود دارد که نشان می دهد امام حسن علیه السلام در عالی ترین سطح و مراتب شجاعت قرار داشتند و افرادی شجاعت آن بزرگوار را ثبت و ضبط کرده اند.

 

رجبی با اشاره به شواهد تاریخی در این زمینه گفت: هنگام جنگ جمل امیرالمومنین علیه السلام تلاش کردند تا حد ممکن از بروز جنگ ممانعت کنند اما پیمان شکنان سرسختی نشان داده و جنگ را به حضرت تبدیل کردند آنچنان که خود آغازگر جنگ بودند. در خلال جنگ نیز امیرالمومنین گهگاه یک تنه چنان به لشکر دشمن هجوم می برد که در جمع متراکم آنها ناپدید و به قدری شمشیر می زد که شمشیر حضرت خمیده می شد. در این میان مالک اشتر که خوف آن داشت که خطری جان حضرت را تهدید کند به دنبال ان بود تا حضرت را از رفتن به میدان بازدارد اما هیبت امیرالمومنین علیه السلام مانع از این درخواست می شد بنابراین به امام مجتبی علیه السلام متوسل شد امام مجتبی علیه السلام نیز دوبار تلاش کرد تا پدر را از میدان رفتن منصرف کند اما نشد و بار سوم ایشان را به مادرش حضرت زهرا سلام الله علیها سوگند داد و این بار امام پذیرفت و محمد حنفیه را به میدان فرستاد.

 

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: امیرالمومنین علی علیه السلام در جنگ جمل خطاب به اصحاب خود فرمودند: تا زمانی که شتر عایشه پابرجاست این افراد گمراه نیز در عرصه حضور دارند بنابراین ماموریتی را برای محمد حنفیه مشخص کرده و از او خواست که خود را به شتر عایشه برساند و پای شتر را قطع کند. محمد با همه شجاعتی که داشت از این جدال ناکام بازگشت و در این هنگام امیرالمومنین با وجود اینکه حضرت اباعبدالله علیه السلام نیز در صحنه حضور داشت اما پرچم را به امام مجتبی سپرد و این ماموریت را از ایشان درخواست کرد.

رجبی دوانی افزود: امام مجتبی علیه السلام به دشمن حمله برد و صفوف متراکم آنها را شکافت و شتر را پی کرد. در نتیجه عایشه بر زمین افتاد و پیمان شکنان از میدان متفرق شدند بنابراین می توان گفت که فاتح جنگ جمل حضرت مجتبی علیه السلام بوده است در حالیکه بسیاری از مردم این موضوع را نمی دانند همچنین در جنگ صفین نیز فرماندهی جناح راست سپاه حضرت امیرالمومنین علیه السلام  به دست امام مجتبی بود که سپاه را در برابر سپاه شام فرماندهی می کرد.

 

وی یادآور شد: امام مجتبی علیه السلام در زمان امامت خود نیز مانند پدر بزرگوارش و برخلاف خلفای سه گانه که هرگز در جنگهایی که در زمان آنها پیش می آمد از مدینه خارج نشده و در میدان جنگ حاضر نمی شدند در جنگهای بزرگ دوران خود شخصاً به عنوان خلیفه عالم اسلام حضور داشت و پیشاپیش سپاه حرکت می کرد. به گونه ای که در زمان خلافت، آنگاه که سپاهی را برای مقابله با معاویه آماده کرده بود شخصاً فرماندهی سپاه را بر عهده داشت اما کوفیان بی وفا و خائن امام را در این جنگ همراهی نکردند. حضرت با وجود اینکه توسط خائن پلیدی از لشکریان خود به شدت زخمی شده بود و سپاه در آستانه فروپاشی کامل قرار داشت اما با حالت مجروح به سراغ لشکر آمد و خطاب به انها فرمود که شما از جدم پیامبر خدا شنیده اید که خلافت بر بنی امیه حرام است و اگر معاویه را بر فراز منبر دیدید او را پایین آورده و بکشید. اگر سعادت و نیکبختی دنیا و آخرت و سرافرازی نزد رسول خدا را می خواهید پیشنهاد صلح معاویه را رد کرده و با او بجنگید اما اگر دنیا و لذات ان را ترجیح می دهید پیشنهاد صلح او را بپذیرید.

رجبی دوانی افزود: سپاهیان کوفه با کمال گستاخی و بی اعتقادی صلح را پذیرفتند و لذا حضرت مجبور به پذیرش صلح شد نه اینکه این واقعه مطابق با میل حضرت باشد. آن بزرگوار اگر نگوییم شجاع تر از حضرت سیدالشهدا علیه السلام بوده اند، میزان شجاعتشان کمتر نیز نبود.

 

این محقق و پژوهشگر تاریخ یادآور شد: امیرالمومنین علیه السلام که در میان همه انبیا و حجت های الهی پس از رسول خدا سرآمد است در کیاست نیز برترین افراد بود. اما این امام بزرگوار و فرزندان ایشان در مسایل سیاسی و تصمیم گیری هایی که در امور مختلف رخ می داد به قیودی پایبند بودند و اصولی را رعایت می کردند که در سیاست به معنای مصطلح آن، این اصول جایگاهی ندارد. به عبارت دیگر اخلاق، انسانیت و خدا را ناظر دیدن اصولی است که در سیره آنها دیده می شود حال آنکه در برابر این بزرگواران کسانی قرار داشتند که اگرچه به ظاهر مسلمانان بودند اما برای رسیدن به اهداف خود به هر وسیله ای متوسل می شدند و لذا ائمه علیهم السلام به ظاهر و در چشم مردم شکست خورده به نظر می رسیدند.

وی افزود: امیرالمومنین چون حاضر نیست دروغ بگوید و به خلافت برسد 25 سال خلافت را از دست می دهد و هنگام خلافت نیز چون اصول اخلاقی را به شدت رعایت می فرمود مردم می پنداشتند علی علیه السلام شجاعت دارد اما کیاست ندارد و در مقایسه معاویه شجاعت ندارد و کیاست دارد. چنانکه حضرت خود در این زمینه فرمود: اگر خوف از خدا و رعایت اصول اخلاقی نبود به شما نشان می دادم سیاست و کیاست چیست؟

این استاد دانشگاه جامع امام حسین علیه السلام در رابطه با کیاست امام مجتبی علیه السلام نیز خاطرنشان کرد: امام حسن نیز می توانست به مردم زمان و یا حتی به لشکریان خود وعده و وعید بدهد که به عنوان مثال اگر در جنگ با معاویه حضور داشته باشند پاداش های مادی به آنها خواهد داد. اما این وعده و وعید دادن با اصول و مبانی ان حضرت سازگار نبود در صورتی که اگر چنین کاری می کرد قطعاً کوفیان را در صحنه با خود داشت اما چون امام به این پاداش ها اعتقادی نداشت و حق هم چنین است اینگونه رفتار نکرد لذا نمی توان گفت حضرت کیاست یا سیاست لازم برای اداره امور را نداشتند بلکه در عالی ترین درجه نیز از سیاست و کیاست برخوردار بودند اما سیاست و کیاستی که در راه رضای الهی باشد.